الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

935

علل الشرايع ( فارسي )

تمام اين افعال را به اصل خود برگردانيد ، من خداوندى هستم كه معبودى غير از او نيست ، آگاه به آشكار و نهان هستم ، من بر دلهاى بندگانم مطَّلع هستم ، جور و ظلم نكرده ، احدى را ملزم به فعلى نكرده ، مگر به آنچه قبل از آفرينشش از او سراغ دارم . سپس حضرت امام باقر عليه السّلام فرمودند : اى ابراهيم اين آيه را بخوان . عرض كردم : اى فرزند رسول خدا كدام آيه را ؟ فرمود : * ( قالَ مَعاذَ الله أَنْ نَأْخُذَ إِلَّا مَنْ وَجَدْنا مَتاعَنا عِنْدَه إِنَّا إِذاً لَظالِمُونَ ) * يعنى : يوسف گفت : پناه به خدا كه ما در شرع خويش جز آنكه متاع خود را نزد او يافته‌ايم ديگرى را بگيريم كه اگر چنين كنيم بسيار مردم ستمكارى هستيم . اين فرموده حق تعالى در ظاهر همان معنايى را دارد كه از آن مىفهميد و به خدا سوگند در باطن عينا همان است ، اى ابراهيم قرآن ظاهر و باطن ، محكم و متشابه ، ناسخ و منسوخ دارد سپس فرمود : اى ابراهيم ، به من بگو خورشيد وقتى طالع مىشود و شعاع نورش در شهرها و بلاد ظاهر مىگردد آيا اين شعاع از قرص آفتاب جدا است يا متّصل به آن مىباشد ؟ عرض كردم : در حال طلوع و بروزش جدا از آن مىباشد . حضرت فرمود : آيا وقتى غروب مىكند و از انظار مخفى مىگردد مگر نه اين است كه شعاع متّصل به قرص نمىباشد تا به آن عود و بازگشت كند ؟ عرض كردم : آرى . فرمود : هر چيزى به نسخ و اصل خودش باز مىگردد ، لذا وقتى قيامت به پا شود خداوند عزّ و جلّ نسخ ناصب و طينت او را با وزر و بالهايش از من مىكند و تمام را به ناصب ملحق مىسازد . و نسخ مؤمن و طينت او را با ابواب خير و اجتهادش از ناصب مىكند و تمام را به مؤمن ملحق مىسازد حال تو در اينجا ظلم و ستم مىبينى ؟ عرض كردم : خير اى فرزند رسول خدا . حضرت فرمودند : به خدا سوگند اين حكمى است كه فاصل بين حقّ و باطل و قاطع و حتمى بوده و حكمى است عادلانه و آشكار ، او از آنچه انجام مىدهد سؤال نشده ولى بندگان سؤال مىشوند . اى ابراهيم اين حكم به حقّ و صواب از ناحيه پروردگارت بوده و تو از شكّكنندگان در آن مباش اين حكم از سلطانى عظيم و بزرگ مىباشد .