الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
893
علل الشرايع ( فارسي )
آن مرد پرسيد : آن چه چيز بود كه بر او دروغ بسته شد در حالى كه نه از جن بود و نه از انس ؟ حضرت فرمودند : آن گرگى بود كه برادران يوسف دروغ بر او بستند . آن مرد پرسيد : آن چه چيز بود كه حق تعالى به آن وحى فرمود بدون اين كه جن بوده يا انس باشد ؟ حضرت فرمودند : آن زنبور عسل بود . آن مرد پرسيد : آن چه مكانى بود كه آفتاب يك ساعت از روز به آن تابيد و ديگر بر آن طالع نشد ؟ حضرت فرمودند : آن دريا بود كه حق تعالى براى موسى شكافتش و خورشيد بر زمين آن تابيد بعد آب روى آن را گرفت و ديگر آفتاب به آن نتابيد . آن مرد پرسيد : آن چه چيز بود كه آشاميد در حالى كه زنده بود و خورد در حالى كه مرده بود ؟ حضرت فرمودند : آن عصاى حضرت موسى بود . آن مرد پرسيد : نذير و ترساننده اى كه قوم خود را ترساند ولى نه از جن بود و نه از انس چه بود ؟ حضرت فرمودند : آن مورچه بود . آن مرد پرسيد : اوّلين كسى كه مأمور به ختان شد چه كسى بود ؟ حضرت فرمودند : جناب ابراهيم عليه السّلام . آن مرد پرسيد اوّلين زنى كه مورد تواضع و فروتنى واقع شد چه كسى بود ؟ حضرت فرمودند : هاجر مادر اسماعيل بود كه ساره برايش فروتنى نمود تا وى از راست او خارج شود . آن مرد پرسيد : اوّلين زنى كه دامنش به زمين كشيده شد چه كسى بود ؟ حضرت فرمودند : هاجر بود و آن در زمانى اتّفاق افتاد كه از ساره گريخت . آن مرد پرسيد : اوّلين مردى كه دامنش بر زمين كشيده شد چه كسى بود . حضرت فرمودند : قارون بود . آن مرد پرسيد : اوّلين كسى كه نعلين به پا نمود چه كسى بود ؟ حضرت فرمودند : ابراهيم عليه السّلام بود . آن مرد پرسيد : كريمترين مردم از نظر نسب چه كسى بود ؟ حضرت فرمودند : او صديق الله ، يوسف بن يعقوب ، اسرائيل الله بن اسحاق