الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

869

علل الشرايع ( فارسي )

فرمود كه چاهى حفر كن تا حاجىها از آب آن چاه بياشامند . جبرئيل عليه السّلام فرمود آمد و چاه ايشان يعنى زمزم را حفر كرد تا آب آن ظاهر و نمودار شد . سپس جبرئيل گفت : اى ابراهيم در چاه فروشو ، و بعد جبرئيل در چاه پايين رفت و گفت : اى ابراهيم در چهار زاويه چاه بزن و بگو : بسم الله . ابراهيم در زاويه اى كه پهلوى بيت بود زد و گفت : بسم الله ، بلافاصله چشمه اى جوشيد ، سپس بار ديگر زد و گفت : بسم الله ، بدون درنگ چشمه اى جوشيد ، پس از آن در زاويه ديگر زد و گفت : بسم الله ، فورا چشمه اى جوشيد و بالاخره در مرتبه چهارم به زاويه چهارم زد : و گفت : بسم الله ، چشمه اى جوشيد . جبرئيل گفت : اى ابراهيم از آب چشمه بنوش و براى فرزندت از خدا بركت بخواه . بارى جبرئيل و ابراهيم هر دو از چاه خارج شدند ، آنگاه جبرئيل به ابراهيم عليه السّلام گفت : از اين آب بر خود بريز و دور بيت طواف كن اين آبى است كه خدا به فرزندت اسماعيل عنايت فرموده ، بارى ابراهيم حركت كرد و جناب اسماعيل پدر را مشايعت نمود تا حضرتش از حرم خارج گرديد ، ابراهيم رفت و اسماعيل مراجعت به حرم نمود ، خداوند متعال از آن بانوى حميريّه فرزندى به او كرامت كرد كه عقب و اولاد نداشت و سپس اسماعيل بعد از آن بانو با چهار زن ديگر ازدواج كرد و از هر كدام خداوند به او پسر بچه اى عنايت كرد ، بعد خداوند متعال مرگ ابراهيم را رساند و آن حضرت بدون اين كه اسماعيل را ببيند از دنيا رفت و اسماعيل نيز از مرگ پدر اطَّلاع نيافت تا ايّام موسم حج رسيد ، اسماعيل خود را مهيّا نمود با پدر ملاقات كند ، جبرئيل بر او نازل شد و مرگ پدر را به او تسليت گفت و اظهار داشت : اى اسماعيل در مرگ پدر لفظ و كلامى نگويى كه موجب سخط و غضب خدا باشد . امام عليه السّلام فرمودند : اسماعيل عبده و بنده خدا بود ، خدا را خواند و حق تعالى نيز جوابش را داد و به او خبر داد كه به پدرش ملحق مىشود . امام عليه السّلام فرمودند : براى اسماعيل فرزند صغيرى بود كه بسيار دوستش مىداشت و عشق به او مىورزيد حق تعالى او را اين معنا منع و زجر كرد و فرمود : اى اسماعيل وصىّ تو فلان فرزندت هست نه اين ، و زمانى كه مرگ اسماعيل فرا رسيد وصىّ خود را خواند و به او گفت : اى فرزند زمانى كه مرگ تو رسيد همان كارى كه من كردن تو نيز بكن يعنى وصىّ خود را بخواه و وصاياى خود را به او بكن فلذا از آن تاريخ به بعد هيچ امام و رهبرى از دنيا نرفت مگر آنكه خداوند به او خبر