الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
799
علل الشرايع ( فارسي )
باب سيصد و شصت و پنجم سرّ جواز نظر به سرهاى اهل تهامه و اعراب و كوه نشينان از اهل ذمّه حديث ( 1 ) محمّد بن موسى بن متوكَّل رحمة الله عليه از عبد الله بن جعفر حميرى ، از احمد بن محمّد بن عيسى ، از حسن بن محبوب ، از عباد بن صهيب نقل كرده كه وى گفت : از حضرت ابا عبد الله شنيدم كه مىفرمودند : اشكالى ندارد كه به سرهاى اهل تهامه و اعراب و كوه نشينان از اهل ذمّه نگاه نمود زيرا ايشان را اگر نهى كنند اطاعت نمىكنند و نيز حضرت فرمودند : اشكالى ندارد كه به موها و جسد زنان مغلوبه و زير دست ( شايد مراد كلفتها و خدمتكاران باشند ) نگاه نمودن به شرطى كه عمدا نباشد . حديث ( 2 ) پدرم رحمة الله عليه از احمد بن ادريس از محمّد بن عبد الجبّار ، از صفوان بن يحيى ، از عبد الرحمن بن حجّاج نقل كرده كه وى گفت از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام پرسيدم : دختر بچه نابالغ چه وقت بايد سر خود را از نامحرم بپوشاند و در چه زمانى لازم است سر خود را در نماز با مقنعه بپوشاند ؟ حضرت فرمودند : سرش را لازم نيست بپوشاند تا وقتى كه خواندن نماز بر او حرام مىگردد . « 1 » باب سيصد و شصت و ششم سرّ جايز نبودن كشتن اسيرى كه از راه رفتن عاجز است براى اسيركننده حديث ( 1 ) پدرم رحمة الله عليه فرمودند : سعد بن عبد الله ، از قاسم بن محمّد اصفهانى ، از سليمان بن داود منقرى از عيسى بن يونس از اوزاعى از زهرى از حضرت على بن الحسين عليهما السّلام ، حضرت فرمودند : اگر كسى را اسير كردى و وى از راه رفتن ناتوان و عاجز گرديد و محملى نداشته
--> « 1 » - مقصود از حرام شدن نماز ، ديدن خون حيض است كه كنايه از بلوغ دختر مىباشد .