الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

789

علل الشرايع ( فارسي )

حرام گشته با اين كه از ذبيحه محسوب مىشود ؟ حضرت فرمودند : قوچى از ثبير كه كوهى است در مكَّه بر جناب ابراهيم عليه السّلام فرود آمد تا آن حضرت ذبحش نمايد ، ابليس نزد آن جناب آمد و عرض كرد : نصيب من را از اين قوچ بده . ابراهيم عليه السّلام فرمود : تو چه نصيبى در اين دارى با اين كه قربانى پروردگارم و فداء براى فرزندم مىباشد . خداوند متعال به حضرتش وحى فرمود : او در اين قوچ نصيبى دارد و آن طحال حيوان مىباشد زيرا طحال مركز تجمّع خون است و بيضتين نيز حرام است زيرا مكان نكاح و جماع بوده و مجراى نطفه مىباشد ، براى ابراهيم طحال و بيضتين را به ابليس دادند . راوى مىگويد : محضر مباركش عرض كردم : چرا نخاع حرام شده است ؟ حضرت فرمودند : زيرا محل آب جهنده ( منى ) بوده كه در هر مذكَّر و مؤنّثى مىباشد نخاع رشته مغزى است طولانى كه در مهره هاى پشت كشيده شده است . ابان مىگويد : سپس حضرت ابو عبد الله عليه السّلام فرمودند : از حيوانى كه سر بريده‌اند تناول ده چيز مكروه است به اين شرح : طحال ( سپرز ) بيضتين ، نخاع ( مغز حرام ) خون ، پوست ، استخوان ، شاخ ، سم غدّه ها ، آلت نرينه . و ده چيز از ميته و مردار آزاد و غير ممنوع است به اين شرح : پشم ، مو ، پر ، بيضه ( تخم ) دندان ، شاخ ، سمّ ، نافچه ، پوست ، شير زمانى كه در پستان حيوان باشد و حيوان بميرد . حديث ( 2 ) محمّد بن الحسن از محمّد بن الحسن الصفّار ، از ابى طالب عبد الله بن صلت ، از عثمان بن عيسى عامرى از سماعة بن مهران ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند : جرّى ( ماهى باريك و درازى است كه پولك ندارد ) و مارماهى و طافى ماهى مرده كه روى آب آمده ) و اربيان ( نوعى از ماهى است ) و سپرز را نخور و علَّت نهى از سپرز آن است كه اين عضو حيوان جاى خون و جويده شده شيطان مىباشد .