الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

761

علل الشرايع ( فارسي )

هستند ، البته مقصود از اين كلام آن نيست كه ايشان اولاد سدوم هستند ، بلكه منظورم آن است كه از طينت آنها مىباشند . راوى مىگويد : محضر امام عليه السّلام عرض كردم : آيا سدوم همان كسانى بودند كه شهر بر آنها واژگون شد و به غضب الهى گرفتار شدند ؟ حضرت فرمودند : چهار شهر بود كه واژگون گرديد و آنها عبارت بودند از : سدوم ، صديم ، لدنا و عميرا ، جبرئيل وقتى براى عذاب و هلاكت آنها مأمور شد به زمين فرود آمد و بالش را زير اين چهار شهر برد و آنها را به آسمان بلند كرد تا جايى كه اهل آسمان دنيا صداى زوزه سگهاى ايشان را مىشنيدند و سپس آنها را واژگون و سرنگون نمود . باب سيصد و چهل و يكم سرّ اين كه حق تبارك و تعالى به بندگانش امر فرمود در وقت قرض دادن و معامله كردن نوشته اى بين خود تنظيم كنند حديث ( 1 ) محمّد بن موسى بن متوكَّل رحمة الله عليه ، از عبد الله بن جعفر حميرى ، از احمد بن محمّد بن عيسى ، از ابن محبوب از مالك بن عطيّه ، از ابو حمزه ثمالى ، از حضرت ابى جعفر الباقر عليه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند : حق تعالى اسماء و عمرهاى انبياء را بر حضرت آدم عليه السّلام عرضه داشت به اسم داود و عمر آن جناب كه رسيد عمرش را در دنيا چهل سال معرّفى كرد . حضرت آدم عليه السّلام عرضه داشت : پروردگارا چقدر عمر داود كم و چقدر عمر من زياد است ، بار خدايا آيا ممكن است سى سال از عمر من را به او ببخشى ؟ خداوند فرمود : آرى اى آدم . آدم عليه السّلام عرض كرد : پس از عمر من سى سال كم كن و به عمر او بيافزا . حضرت ابو جعفر عليه السّلام فرمودند : خداوند متعال سى سال به عمر حضرت داود عليه السّلام افزود و آن را براى حضرتش ثابت قرار داد و اين امر البته نزد حق جلَّت عظمته ثابت بود و فرمود حق تعالى كه مىفرمايد : * ( يَمْحُوا الله ما يَشاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَه أُمُّ الْكِتابِ ) * ( آنچه را كه خدا بخواهد محو نموده و اثبات مىكند و نزد او امّ الكتاب يعنى لوح محفوظ مىباشد ) به همين معنا اشاره دارد .