الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
759
علل الشرايع ( فارسي )
امام عليه السّلام فرمودند : وقتى جبرئيل به لوط گفت ما فرستادگان پروردگارت هستيم . لوط به جبرئيل فرمود : اى جبرئيل در عذاب اين قوم شتاب كن . جبرئيل گفت : آرى . لوط عليه السّلام فرمود : اى جبرئيل در عذاب ايشان تعجيل كن . جبرئيل گفت : وعده ايشان طلوع صبح است ، آيا صبح نزديك نيست ؟ ! سپس جبرئيل گفت : اى لوط خود و فرزندانت از اين قريه بيرون رويد تا به فلان مكان برسيد لوط فرمود : اى جبرئيل الاغهاى سوارى من نحيف و ناتوان هستند و نمىتوانند ما را به سرعت از اين قريه به فلان موضع ببرند . جبرئيل گفت : وقت را مغتنم شمرده و زود از اينجا بيرون رويد . لوط با همراهانش از قريه بيرون رفتند ، زمان مىگذشت تا سحر فرا رسيد ، جبرئيل در اين هنگام به قريه ستمگران فرود آمد و بالش را زير قريه برد تا آن را از بيخ كند و بلند نمود و سپس شهر را بر اهلش واژگون ساخت و ديوارهاى شهر را با سنگهايى از گل سخت شده هدف اصابت قرار داد ، همسر لوط صداى مهيب و هولناكى شنيده و به واسطه آن هلاك شد . حديث ( 7 ) پدرم رحمة الله عليه از محمّد بن يحيى عطَّار از محمّد بن احمد ، از موسى بن جعفر سعدآبادى ، از على بن معبد ، از عبيد الله دهقان ، از درست ، از عطيّه برادر ابى المغراء ، وى مىگويد : محضر مبارك حضرت ابى عبد الله عليه السّلام سخن از مردان ملوط ( مردانى كه به آنها عمل شنيع لواط انجام مىشود ) به ميان آمد ، حضرت فرمودند : خداوند متعال كسى را كه به او حاجت دارد « 1 » به اين مبتلا نمىسازد . در پشت اين مردان رحمهايى است واژگون و عورت پشت آنها همچون عورت زنان است و يكى از ابناء و فرزندان ابليس بنام « زوال » در نطفه ايشان شركت نموده و هر مردى كه زوال در نطفه اش شركت كرده باشد منكوح و ملوط بوده چنانچه هر زنى كه زوال در نطفه اش شركت نموده باشد از مولود و فرزند دار شدن عقيم مىباشد و هر مردى كه عامل چنين فعل شنيع و قبيحى باشد وقتى سنّش به چهل رسيد ديگر آن را ترك نكرده و رهايش نمىنمايد ، اين اشخاص از بقاياى قوم سدوم
--> « 1 » - مقصود از « حاجت خدا به شخص » طبق فرموده مرحوم مجلسى در مرآت العقول كنايه از آن است كه آن شخص از اولياء خدا و مطيعين او بوده و از كسانى است كه حق تعالى خير را در او مىداند .