الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

755

علل الشرايع ( فارسي )

را از زير هفت زمين بركن و آن را به آسمان ببر و سپس آن را نگه دار تا امر خالق جبّار برسد و به تو فرمان دهد آن را واژگون نمايى منتهى بايد منزل لوط را از جا نكنى و به منظور عبرت براى عابرين به جاى بگذارى ، من به زمين فرود آمده و خود را به قريه ستمگران رسانده سپس بال راست را بر اطراف شرقى آن قريه زده و بعد بال چپ خود را بر مغرب آن زده و شهر را با اطرافش از بيخ كندم تنها منزل لوط را براى عبرت عابرين به جاى گذاردم ، پس از آن شهر را به پشت بالهايم نگه داشته به حدّى كه اهل آسمان بانگ خروسها و زوزه سگهاى شهر را مىشنيدند در بامداد و طالع شدن آفتاب عالمتاب از مقابل عرش به من نداء شد ، اى جبرئيل شهر را بر اهلش واژگون نما . من شهر را بر اهلش واژگون كرده به طورى كه زير را زبر و زبر را زير نمودم بعد حق تعالى سنگهاى بلا كه از امر خدا نشاندار و معيّن بود بر سر آنها باريد ، البتّه اى محمّد اين گونه بلا و هلاكت نيز از ستمگران امّت تو دور نخواهد بود . رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم فرمود : اى جبرئيل قريه آنها از كدام بلاد بود ؟ جبرئيل عرض كرد : جاى قريه آنها در مكانى از بحيره كه امروزه طبريه به آن گفته و در نواحى شام مىباشد قرار داشت . رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم به جبرئيل فرمود : وقتى شهر را بر ايشان واژگون نمودى در كدام نقطه زمين پايين آمد ؟ جبرئيل عرض كرد : اى محمّد بن درياى شام به طرف مصر افتاد و در بين دريا غرق گرديد . حديث ( 6 ) پدرم رحمة الله عليه از سعد بن عبد الله ، از احمد بن محمّد بن عيسى ، از احمد بن محمّد بن ابى نصر ، از ابان ، از ابو بصير و غير او از امام باقر يا امام صادق عليهما السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند : هنگامى كه فرشتگان براى هلاك قوم لوط آمدند گفتند : ما اهل اين قريه را هلاك خواهيم نمود . ساره گفت : من از كمى آنها و زيادى اهل قريه به شگفت آمدم لذا گفت : چه كسى طاقت قوم لوط را دارد ! فرشتگان او را به اسحاق و بعد از اسحاق به يعقوب بشارت دادند . ساره خنديد و گفت : من پير زن و فرتوتى عقيم هستم ( او در آن روز زنى نود