الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
713
علل الشرايع ( فارسي )
حديث ( 7 ) و با همين اسناد از حسن بن محبوب ، از علاء ، از محمّد بن مسلَّم و على بن رئاب ، از زراره جملگى از حضرت ابى جعفر عليه السّلام نقل كردهاند كه آن جناب در باره مردى كه دست راستش شل بود و سرقت كرد فرمودند : دست راست او را قطع بايد كرد اعم از آنكه صحيح بوده يا فاسد و شل باشد و اگر دوباره سرقت نمود پاى چپش را مىبرند و در صورتى كه بار سوّم مرتكب آن شد وى را زندان ابد مىكنند و از بيت المال مسلمانان طعامش را تهيّه كرده و به وى مىدهند و بدين وسيله شرّ او را از سر مردم كم مىكنند . حديث ( 8 ) محمّد بن الحسن از محمّد بن الحسن الصفّار ، از عبّاس بن معروف ، از على بن مهزيار از حسن بن سعيد از عثمان بن عيسى ، از سماعه نقل كرده كه وى گفت : حضرت ابا عبد الله عليه السّلام فرمودند : مردانى را نزد امير المؤمنين عليه السّلام آوردند كه جملگى سارق بوده فلذا دستهايشان را قطع كرده بودند ، حضرت به آنها فرمودند : اعضاء و جوارحى را كه از شما باقى مانده و ديده مىشوند به آتش دوزخ رسيدهاند اگر از كردار خود توبه كنيد شما آنها را از آتش دور كرده و نجاتشان مىدهيد و اگر توبه نكنيد آنها شما را به آتش مىكشاند . باب سيصد و بيست و ششم اسرار نادره حدود حديث ( 1 ) پدرم رحمة الله عليه فرمود : سعد بن عبد الله ، از احمد بن محمّد بن عيسى ، از حسين بن سعيد ، از فضاله ، از موسى بن بكير ، از على بن سعيد نقل كرده كه وى گفت : از حضرت ابو عبد الله عليه السّلام پرسيدم : مردى درازگوشى را كرايه مىكند و با آن به نزد لباس فروشان رفته و از آنها يك يا دو جامه مىخرد و سپس درازگوش را رها كرده و جامه را با خود مىبرد بدون اين كه ثمن آن را بپردازد حكم در اينجا چيست ؟ حضرت مىفرمايند : درازگوش را بايد به صاحبش برگرداند و آن كس كه جامه را برده تعقيب كنند و او را بگيرند ولى دستش را قطع نبايد كرد چون فعل او سرقت نبوده بلكه خيانت مىباشد .