الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
711
علل الشرايع ( فارسي )
حضرت فرمودند : او را در زندان گذارده و بدين وسيله مردم را از شرّ او در امان قرار مىدهيم . حديث ( 3 ) و با همين اسناد از حسين بن سعيد ، از نضر بن سويد ، از قاسم بن سليمان ، از عبيد بن زراره نقل كرده كه وى گفت : از حضرت ابا عبد الله عليه السّلام پرسيدم : آيا على عليه السّلام كسى را كه حدّ بر او واجب بود حبس مىفرمودند : حضرت فرمودند : خير ، مگر سارق را كه اگر بعد از قطع دست و پا براى بار سوّم سرقت مىنمود به حبس مىفرستادند . حديث ( 4 ) محمّد بن الحسن رحمة الله عليه ، از محمّد بن الحسن الصفّار ، از عبّاس بن معروف ، از على بن مهزيار ، از حسين بن سعيد ، از عثمان بن عيسى ، از سماعه نقل كرده كه وى گفت : از او پرسيدم : سارقى كه دستش را قطع كردهاند و باز سرقت نموده چه بايد نمود ؟ حضرت فرمودند : بعد از دست ، پايش را قطع مىكنند و اگر بار سوّم سرقت نمود در زندان ، او را زندانى مىكنند و از بيت المال مسلمين بر او انفاق كرده و اداره اش مىنمايند . حديث ( 5 ) و با همين اسناد از حسين بن سعيد ، از صفوان بن يحيى ، از اسحاق بن عمّار ، از حضرت ابى ابراهيم عليه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند : دست سارق را قطع مىكنند و انگشت شصت و گودى كف دستش را باقى مىگذارند چنانچه پايش را قطع كرده ولى پاشنه پا را به حال خود گذارده تا روى آن بتواند راه برود . حديث ( 6 ) محمّد بن موسى بن متوكَّل از عبد الله بن جعفر حميرى ، از احمد بن محمّد بن عيسى ، از حسن بن محبوب ، از ابن سنان ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام پرسيد : مردى كه دست راست يا دست چپش شل مىباشد اگر سرقت كند حكمش چيست ؟ حضرت فرمودند : در هر حال دست راستش را بايد قطع نمود .