الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

693

علل الشرايع ( فارسي )

مردى محضر مبارك نبى اكرم صلَّى الله عليه و آله و سلَّم مشرّف شد و عرض كرد : يا رسول الله به فرزندم كتابت و نوشتن را تعليم كرده‌ام پس از آن به چه حرفه و شغلى او را وادارم ؟ حضرت فرمودند : خدا پدرت را رحمت كند او را به هر كارى كه خواستى مشغول كن فقط به پنج حرفه وادارش ننما و به دست پنج گروه مسپار ، اين پنج گروه عبارتند از : سيّاء ، صائغ ، قصّاب ، حنّاط و نخّاس . آن مرد عرضه داشت : يا رسول الله ، سيّاء كيست ؟ حضرت فرمودند : كفن فروش بوده كه مرگ امّت من را آرزومند است در حالى كه يك مولود از امّت من برايم بهتر است از آنچه خورشيد بر او مىتابد . و امّا صائغ ( زرگر ) : وى در فكر مغبون ساختن امّت من مىباشد و قصّاب حيوانات را سر مىبرد و اين باعث سنگدلشدنش مىگردد و طعام فروش غذاى امّت من را احتكار و حبس مىكند و محقّقا اگر خدا با بنده سارق ملاقات كند بهتر است تا با محتكرى كه چهل روز طعام و غذاى امّتم را حبس نموده باشد و راجع به بنده فروش جبرئيل به من گفت : اى محمّد بدترين افراد امّت من كسانى هستند كه مردم را مىفروشند . حديث ( 3 ) پدرم رحمة الله عليه از سعد بن عبد الله ، از احمد بن محمّد ، از محمّد بن يحيى خزّاز ، از طلحة بن زيد از حضرت جعفر بن محمّد از پدرش عليهما السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند : رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم فرمودند : پسر بچّه اى را به دست خاله‌ام سپرده و سفارش كردم او را حجّام يا قصّاب يا زرگر نكند . باب سيصد و پانزدهم سرّ اين كه واجب است به خلاف آنچه اهل سنّت مىگويند اخذ نمود حديث ( 1 ) پدرم رحمة الله عليه از احمد بن ادريس ، از ابو اسحاق ارجانى حديث را به طور مرفوعه نقل كرده ، وى مىگويد : حضرت ابو عبد الله عليه السّلام فرمودند :