الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
689
علل الشرايع ( فارسي )
حديث ( 9 ) پدرم رحمة الله عليه از عبد الله بن جعفر حميرى ، از هارون بن مسلم ، از سعدان نقل كرده كه وى گفت : ابو الحسن ليثى از حضرت محمّد عليهما السّلام از پدران گرامش عليهم السّلام نقل كرده كه فرمودند : رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم فرمودند : دردى نيست مگر درد چشم و رنج و تعبى نيست مگر تعب و رنج قرض . و با همين أسناد نقل كرده كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم فرمودند : قرض و دين علامت خداى تعالى در زمين است و وقتى خدا بخواهد بنده اى را ذليل كند آن را در گردنش قرار مىدهد . باب سيصد و سيزدهم سرّ اين كه خانه و خادم را براى پرداخت دين نمىفروشند حديث ( 1 ) پدرم رحمة الله عليه ، از سعد بن عبد الله از ابراهيم بن هاشم از نضر بن سويد از مردى از حلبى از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام ، آن حضرت فرمودند : براى پرداخت قرض و دين خانه و كنيز را نبايد فروخت زيرا براى مرد مسلمان سر پناهى لازم است كه در آن ساكن شده و خادمى كه خدمتش را بنمايد . حديث ( 2 ) محمّد بن الحسن رحمة الله عليه از على بن ابراهيم ، از پدرش نقل كرده كه وى گفت : ابن ابى عمير مردى بزّاز بود و از شخصى ده هزار درهم مىخواست ، اموال ابن ابى عمير تلف شد و فقير گرديد آن شخص بدهكار خانه اش را به ده هزار درهم فروخت و پولها را برداشت و به نزد ابن ابى عمير برد به منزل او كه رسيد دقّ الباب نمود ، محمّد بن ابى عمير رحمة الله عليه بيرون آمده ، آن مرد گفت : اين مالى است كه از من مىخواستى ، بگير . ابن ابى عمير گفت : اين مال را از كجا آورده اى ، آيا ارثى به تو رسيده ؟ آن مرد گفت : خير . ابن ابى عمير گفت : كسى به تو بخشيده ؟ گفت : خير ، خانهام را فروختهام تا بدهى خويش را بپردازم . ابن ابى عمير گفت : ذريح محاربى از امام صادق عليه السّلام برايم نقل كرد كه حضرت فرمودند :