الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

63

علل الشرايع ( فارسي )

حديث ( 7 ) على بن عبد الله ورّاق ، از ابو خثيمة زهير بن حرب از اسماعيل بن عليه ، از ليث ، از ابن عباس نقل كرده كه وى گفت : رسول خدا صلَّى الله عليه و آله در سفر و حضر بين نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء جمع نمودند . حديث ( 8 ) على بن عبد الله ورّاق و على بن محمّد الحسن القزوينى از سعد بن عبد الله از عبّاس بن سعيد ازرق از سويد بن سعيد انبارى از محمّد بن عثمان از جمحى ، از حكم بن ابان ، از عكرمه ، از ابن عبّاس و از نافع از عبد الله عمر نقل شده نبى اكرم صلَّى الله عليه و آله با اين كه در مدينه مقيم بوده و مسافر نبودند نمازشان را جمع و تمام خواندند . باب دوازدهم سرّ اين كه در نماز ظهر روز جمعه و نماز مغرب و عشاء و نماز صبح قرائت را بلند بايد خواند ولى نماز ظهر و عصر ساير ايّام را آهسته بايد خواند و علَّت اين كه تسبيح در دو ركعت آخر افضل از قرائت مىباشد حديث ( 1 ) حمزة بن محمّد علوى رحمة الله از على بن ابراهيم بن هاشم ، از پدرش ، از على بن معبد ، از حسن بن خالد ، از محمّد بن حمزة نقل كرده كه وى گفت : محضر امام صادق عليه السّلام عرض نمودم : براى چه در نماز فجر و مغرب و عشاء قرائت بلند خوانده مىشود و ساير نمازها مثل ظهر و عصر ايّام را بلند نمىخوانند ؟ و براى چه تسبيح در دو ركعت آخر افضل و برتر از قرائت مىباشد ؟ حضرت فرمودند : به خاطر آنكه وقتى نبى اكرم صلَّى الله عليه و آله و سلم را به آسمان بردند اوّلين نمازى كه حق تعالى بر آن سرور واجب نمود نماز ظهر روز جمعه بود پس از آن حق تبارك و تعالى فرشتگان را به آن جناب افزود و آنها پشت سر حضرتش به نماز ايستادند ، بارى حق عزّ و جل به نبى گراميش امر فرمود كه قرائت نماز را بلند بخواند تا بر فرشتگان فضل و برتريش نسبت به آنها معلوم و آشكار گردد و پس از نماز ظهر ، نماز عصر را بر پيامبر فرض و واجب گردانيد ، در هنگام خواندن آن احدى از فرشتگان را خداوند عزّ اسمه به پيامبرش نيفزود و به او امر نمود كه قرائت را مخفى