الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
605
علل الشرايع ( فارسي )
باب دويست و شصت و پنجم سرّ اين كه اگر زن پيش از دخول شوهرش به او مرتكب زنا شود بين او و شوهرش جداى انداخته و مستحق مهر نيز نمىباشد حديث ( 1 ) پدرم رحمة الله عليه ، از احمد بن ادريس ، از عبد الله بن محمّد بن عيسى ، از پدرش از عبد الله بن مغيره ، از اسماعيل بن ابى زياد ، از حضرت جعفر بن محمّد عليهما السّلام از پدرش بزرگوارش از حضرت على عليه السّلام در باره زنى كه پيش از دخول شوهرش به او مرتكب زنا شده بود حضرت فرمودند : بين او و شوهرش جدايى بايد انداخت و مستحق مهر هم نيست زيرا اين حادثه از ناحيه او رخ داده است . باب دويست و شصت و ششم سرّ اين كه جايز است با زن شكَّاك « 1 » ازدواج نمود ولى جايز نيست به مرد شكاك زن داد حديث ( 1 ) پدرم رحمة الله عليه ، از سعد بن عبد الله ، از ايّوب بن نوح ، از صفوان ، از موسى بن بكير ، از زراره ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند : با زنان شكَّاك ازدواج بكنيد ولى زنان را به ازدواج مردان شكَّاك در نياوريد زيرا زن از ادب زوجش اخذ كرده و شوهرش او را بر دين خود مقهور مىكند . باب دويست و شصت و هفتم سرّ اين كه اگر پسر بچه اى در اطاق باشد مجامعت و هم بستر شدن مرد با زن جايز نيست حديث ( 1 ) محمّد بن الحسن رحمة الله عليه ، از محمّد بن الحسن الصفّار ، از احمد بن محمّد ،
--> « 1 » - در تفسير شكّاك تعبيرهاى مختلفى در روايات آمده ، در برخى شكّاك را به ضالَّين و منحرفين و در بعضى به غير عارف به امام عليه السّلام و در دسته اى به مستكبرين و در طائفه اى به معانى ديگر تفسير گرديده است و قدر جامع و معناى عامش همان منحرف و گمراه مىباشد .