الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
585
علل الشرايع ( فارسي )
حضرت فرمودند : مردم دروغ مىگويند ، قمرى گاهى روى پرنده و كبوترى رفته و با آن جفتگيرى نموده و تخم گذارده و تخمش جوجه مىشود ولى اين جوجه كه نسل قمرى است هرگز صاحب نسل نخواهد شد . باب دويست و چهل و هشتم سرّ آفرينش گربه و خوك حديث ( 1 ) ابو عبد الله محمّد بن شاذان بن احمد بن عثمان برواذى ، از ابو على محمّد بن محمّد بن حارث بن سفيان حافظ سمرقندى ، از صالح بن سعيد ترمذى ، از عبد المنعم بن ادريس ، از پدرش ، از وهب بن منبه يمانى نقل كرده كه وى گفت : هنگامى كه جناب نوح عليه السّلام سوار كشتى شد حق تعالى آرامش بر اهل و سكنه كشتى حاكم فرمود به طورى كه تمام حيوانات وحشى و چهار پايان و پرندگان بدون كوچكترين جنبشى در آن به سر مىبردند و هيچ يك متعرّض ديگرى نمىشدند حتى گوسفند نزديك گرگ و گاو در جنب شير و گنجشك روى مار قرار گرفته بود و با اين حال به هيچ يك آزارى متوجّه نمىشد و اساسا در آن كشتى نه دلتنگى و نه فرياد و نه ناسزا و دشنام و نه لعن و نفرينى وجود داشت ، هر يك به خود مشغول بوده و آهنگ ديگرى را نمىنمود و حق تبارك و تعالى قصد و نيّت هر قاصدى را نسبت به ديگرى محو و معدوم فرموده بود ، بارى پيوسته در كشتى به همين منوال بودند تا از آن پياده شدند و به واسطه طول مكث مسافران در كشتى قاذورات و عذرات زيادى در كشتى انباشته شد و از طرفى وجود بعضى از مطعومات و اشياء ديگر سبب فراوان شدن موشها گرديده بود . از اين رو حق تعالى به جناب نوح عليه السّلام وحى فرمود كه شير را مسخ نمايد و پس از آن شير عطسه اى نمود و از مجراى بينى آن دو گربه نر و ماده بيرون آمده و با خوردن بسيارى از موشها تعدادشان كم شد و نيز صورت فيل را مسح فرمود و با يك عطسه از بينى آن نيز دو خوك نر و ماده بيرون آمده و با خوردن قاذورات آنها را تخفيف و كاهش دادند . باب دويست و چهل و نهم سرّ آفرينش و خلقت مگس حديث ( 1 ) محمّد بن على ماجيلويه رضى الله عنه ، از عمويش محمّد بن ابى القاسم ، از احمد بن