الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
579
علل الشرايع ( فارسي )
آنچه شما را به آن دعوت كردهام و شما نيز آن را پذيرفتيد باطل بوده و از ساخته هاى خود من است نه دين خدا . آنها گفتند : دروغ مىگويى و حق همان است و تو در دينت شك و ترديد كرده و از آن برگشته اى . وقتى آن مرد چنين ديد زنجيرى تهيه نمود و ميخى به آن نصب كرد و زنجير را به گردنش انداخته و ميخ را به زمين كوبيد و گفت : زنجير را از گردنم نمىگشايم تا حق تعالى توبه مرا بپذيرد . حق تعالى به پيامبرى از پيامبران آن عصر وحى فرمود كه به فلانى بگو : سوگند به عزّت و بزرگى خود اگر آنقدر مرا بخوانى كه مفاصل استخوانهايت از هم جدا شوند جوابت را نداده مگر تمام آنان كه به دين تو از دنيا رفتهاند را زنده كنى و از دين باطل و اختراعى خود آنان را برگردانى . باب دويست و چهل و چهارم سرّ اين كه شبپره روى زمين راه نرفته و در خانه ها ساكن مىشود حديث ( 1 ) ابو الحسن محمّد بن عمرو بن على بن عبد الله بصرى از ابو عبد الله محمّد بن عبد الله بن احمد بن جبله واعظ از ابو القاسم عبد الله بن احمد بن عامر الطائي از پدرش از حضرت على بن موسى الرّضا ، از پدرش موسى بن جعفر از پدرش جعفر بن محمّد ، از پدرش محمّد بن على ، از پدرش على بن الحسين ، از پدرش حسين بن على ، از پدرش على بن ابى طالب عليهم السّلام حضرت فرمودند : مردى از اهل شام از مسائلى چند سؤال كرد و در ضمن سؤالاتش اظهار نمود : چرا شبپره روى زمين راه نمىرود ؟ حضرت فرمودند : زيرا اين حيوان دور بيت المقدس نوحه مىكرد و به مدّت چهل سال گريه نمود و با جناب آدم عليه السّلام اشك ريخت و به همين خاطر در خانه ها سكونت گزيد در حالى كه با او نه آيه از آيات قرآنى كه آدم عليه السّلام آنها را در بهشت قرائت مىنمود بود ، اين آيات تا روز قيامت با اين حيوان هستند آيات مزبور عبارتند از : سه آيه از اوّل سوره كهف و سه آيه از سوره * ( سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى ) * و اين سه آيه از * ( وَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ ) * الخ شروع مىشود و سه آيه از سوره يس و آنها از * ( وَجَعَلْنا ) *