الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

539

علل الشرايع ( فارسي )

باب دويست و سى و دوّم سرّ حرام شدن خوردن مال يتيم به ظلم و ستم حديث ( 1 ) على بن احمد از محمّد بن ابى عبد الله ، از محمّد بن اسماعيل ، از على بن عبّاس ، از قاسم بن ربيع صحّاف ، از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت : حضرت ابى الحسن على بن موسى الرّضا عليه السّلام در مكتوبى به او در جواب مسائلش فرمودند : خوردن مال يتيم از روى ظلم و ستم به خاطر علل و اسباب بسيارى حرام است : اوّل : هر گاه كسى از روى ستم مال يتيمى را بخورد بر كشتنش كمك كرده زيرا يتيم محتاج و فقير بوده و از طرفى نمىتواند خود را بكشد و بردارد و اساسا قائم به خويش نبوده و كسى را هم ندارد كه همچون پدر و مادر وى را كفايت كنند از اين رو وقتى كسى مالش را بخورد گويا او را كشته و به فقر و فاقه انداخته اش مضافا به هشدارى كه حق عزّ و جل داده و از ستم به يتيم و افراد ضعيف بر حذر داشته و اخبار به عقوبت داده چنانچه در قرآن فرموده : بايد بندگان از مكافات عمل خود بترسند ( و با يتيمان نيك رفتار كنند ) كسانى مىترسند كودكان ناتوان از آنها باقى ماند و زير دست مردم شوند ، آنان بايد از خدا بترسند . دوّم : حضرت ابو جعفر عليه السّلام فرمودند : خداوند عزّ و جل در خوردن مال يتيم وعده دو عقوبت داده ، يك عقوبت در دنيا و ديگرى در آخرت . پس حكمت و مصلحت در تحريم مال يتيم يكى ابقاء يتيم و قائم به نفس نمودنش بوده و ديگرى حفظ نمودن اعقاب و فرزندان از آنچه به ايتام مىرسد چه آنكه متصدّيان امور ايتام وقتى وعده عقوبت حق عزّ و جلّ به متصرّفين در اموال ايتام را ملاحظه كردند از خوردن اموال ايشان اجتناب كرده و هيچ گونه خيانتى در مال آنها نمىكنند در نتيجه هم ايتام با داشتن مال قائم به نفس گشته و نياز به مال ديگران ندارند و هم فرزندان متصدّيان به سرنوشت سوء ايتامى كه مالشان را اولياء خورده‌اند كه مبتلا نمىشوند از اين گذشته آنان كه مال ايتام را مىخورند بعدا كه اطفال يتيم رشد كرده و به سن درك و بلوغ رسيدند حق خود را مطالبه كرده و بدين ترتيب عداوت و خصومت و بغض و كينه بين طرفين حاكم مىشود .