الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

501

علل الشرايع ( فارسي )

حديث ( 30 ) عبد الله بن محمّد بن عبد الوهّاب از منصور بن عبد الله بن ابراهيم اصفهانى ، از على بن عبد الله اسكندرانى از سعيد بن عثمان ، از محمّد بن ابى القاسم ، از عباد بن يعقوب از على بن هاشم ، ناصح بن عبد الله اسكندرانى از سماك بن حرب ، از ابى سعيد خدرى ، وى گفت : سلمان فارسى محضر مبارك پيامبر اكرم صلَّى الله عليه و آله و سلَّم عرض نمود : اى پيامبر خدا ، هر پيامبرى وصيّى دارد وصىّ شما كيست ؟ سلمان مىگويد : پيامبر جواب مرا ندادند ، فردا كه مرا از دور ديدند فرمودند : اى سلمان . عرض كردم : بلى و به سرعت خود را به آن حضرت رساندم . حضرت فرمودند : آيا مىدانى وصىّ حضرت موسى چه كسى بود ؟ عرض كردم : يوشع بن نون . حضرت فرمودند : يوشع به خاطر اين كه بهترين امّت و داناترين آنها بود وصىّ جناب موسى عليه السّلام شد و من امروز شهادت مىدهم كه على عليه السّلام بهترين امت و برترين آنها است و او ولى و وصى و وارث من مىباشد . حديث ( 31 ) حسن بن محمّد بن يحيى علوى رحمة الله عليه مىگويد : جدّم از بكر بن عبد الوهاب از عيسى بن عبد الله ، از پدرش ، از جدّش نقل كرده كه گفت : رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم فاطمه بنت اسد بن هاشم را دفن نمودند ، اين بانو از مهاجرين بوده و در روحاء « 1 » مقابل حمّاد ابو قطيعه با رسول خدا بيعت نمود بارى حضرت رسول خدا صلَّى الله عليه و آله آن مخدّره را در پيراهن خود كفن نمودند و در قبرش داخل شده و در لحدش خوابيدند . محضر مباركش عرض شد كه سبب اين همه لطف و عنايت چيست ؟ حضرت فرمودند : پدرم كه از دنيا رفت من طفلى صغير بودم و اين بانو و همسرش مرا تحت تكفّل خود گرفته و بسيار مرا در توسعه و فراخى نهادند حتى مرا بر فرزندانشان مقدّم مىكردند لذا دوست دارم كه حق تبارك و تعالى با خوابيدن من در قبرش ، قبر را براى او فراخ نموده و توسعه دهد . حديث ( 32 ) حسن بن محمّد بن يحيى علوى رضى الله عنه مىگويد : جدّم از يعقوب ، از ابن ابى عمير ، از

--> « 1 » - روحاء به گفته حموى در مراصد الاطَّلاع در چهل ميلى شهر مدينه واقع است .