الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

493

علل الشرايع ( فارسي )

گفت : به او گفته شد مذمّت مردم را مكن . وى گفت : من از نفس خود خشنود نيستم لذا از ملامت و مذمّت آن فارغ شده و به مذمّت مردم پرداخته‌ام ؛ زيرا مردم از معاصى و گناهانى كه ديگران مرتكب مىشوند خائف بوده ولى از گناهان خويش در امان مىباشند و هيچ هراسى ندارند . حديث ( 20 ) با همين اسناد ، از محمّد بن احمد ، از محمّد بن عبد الحميد ، از ابراهيم بن مهزم نقل كرده كه وى گفت : در زمان وهب بن منبه سنگى يافت شد كه در آن به خط غير عربى عبارتى نوشته شود وهب از كسى كه آن خط را بخواند تفحّص نمود ولى كسى را نيافت تا بالاخره شخصى را نزد وى آوردند ، او صاحب كتب بسيارى بود وقتى سنگ را به او ارائه داده آن را خواند ، روى سنگ نوشته بود : اى فرزند آدم اگر كوتاهى باقيمانده از عمر خود را بدانى قطعا از درازى آرزوهايت كاسته و نسبت به آنها بىرغبت خواهى شد و نيز حرص و خواسته ات كم شده بلكه سعى مىكنى به كردار و عمل خود بيفزايى ؛ زيرا وقتى كوتاهى عمر برايت معلوم و محقّق بود خواهى دانست كه به زودى با روزى ملاقات خواهى كرد كه اگر در مدّت عمر خود لغزش قدمى از تو سر زده باشد پس از آن روز ديگر به اهل خود مراجعت نخواهى نمود و ديگر به اعمال و كردار خويش نمىتوانى بيفزايى ، بنا بر اين تا در قيد حيات هستى براى روز قيامت عمل نما و پيش از آنكه به حسرت و ندامت گرفتار شوى براى خود ذخيره اى فراهم كن . حديث ( 21 ) پدرم رحمة الله عليه از سعد بن عبد الله ، از يعقوب بن يزيد ، از محمّد بن عمرو ، از صالح بن سعيد ، از برادرش سهل حلوانى ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام ، آن حضرت فرمودند : حضرت عيسى بن مريم عليه السّلام در ضمن سياحت به قريه اى رسيد كه تمام اهالى آن مرده بودند و در كوچه ها و خانه ها جنازه هايشان ديده مىشد ، جناب عيسى عليه السّلام دانست كه آنها به غضب الهى مرده‌اند زيرا در غير اين صورت دفن مىشدند ، بارى اصحاب آن حضرت عرض كردند : دوست داريم حكايت و سرگذشت ايشان را بدانيم . به حضرتش گفته شد : اى روح الله آنها را صدا بزن . حضرت عيسى عليه السّلام فرمود : اى اهل قريه ، يك نفر از آنها در جواب گفت : بلى يا روح الله