الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

475

علل الشرايع ( فارسي )

اسلمى ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام ، حضرت فرمودند : رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم فرمودند : كسى كه به مكَّه آيد به منظور انجام حجّ و مرا در مدينه زيارت نكند جفا كرده و كسى كه به من جفا كند من نيز در روز قيامت به او جفا مىكنم و كسى كه مرا زيارت كند شفاعت من براى او حتمى است و كسى كه شفاعت من شاملش شد بهشت بر او واجب است . مصنّف اين كتاب ( صدوق عليه الرحمه ) مىگويد : علَّت و سبب در زيارت نبى اكرم صلى الله عليه و آله آن است كه هر كس حج انجام دهد و حضرتش را زيارت نكند به آن جناب جفا نموده و زيارت ائمه عليهم السّلام نيز به منزله زيارت رسول الله صلى الله عليه و آله مىباشد چه آنكه اين معنا از امام صادق عليه السّلام نقل و روايت گرديده . باب دويست و بيست و دوّم نوادر حديث ( 1 ) جعفر بن محمّد بن مسرور رحمة الله عليه از حسين بن محمّد بن عامر ، از معلَّى بن محمّد بصرى ، از بسطام بن مرة ، از اسحاق بن حسان ، از هيثم بن واقد ، از على بن الحسن العبدى ، از وى گفت : از ابو سعيد خدرى سؤال شد : رأى شما راجع به اين ماهى كه اهل كوفه مىپندارند حرام است چيست ؟ ابو سعيد گفت : از رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم شنيدم كه مىفرمودند : كوفه مغز عرب و نيزه خداى تبارك و تعالى و گنج ايمان مىباشد ، پس از اهل آن فرا گيريد . رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم خبر داده‌اند كه يك روز و يك شب در مكَّه در وادى ذى طوبى درنگ فرمود ، سپس از آن جا بيرون رفته و من نيز با آن حضرت خارج شدم ، پس با كاروانى برخورديم كه نشسته بودند و غذا تناول مىكردند ، ما را كه ديدند گفتند : اى رسول خدا بفرماييد غذا بخوريد . رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم به ايشان فرمودند : به پيامبر خود جا دهيد ، آنها جا باز كرده و حضرت بين دو نفر نشسته و من نيز نشستم ، حضرت گرده نانى را برداشته آن را نصب كردند ، سپس به خورش ايشان نگريسته و فرمودند : خورشتان چيست ؟ گفتند : مار ماهى . حضرت نصف نانى كه در دست داشتند انداختند و سپس از جا برخاسته و از جمع آنها كناره گرفتند .