الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
411
علل الشرايع ( فارسي )
الف : از زيارت قبورت نهى مىكردم ، حال توجّه كنيد ، اعلام مىكنم : قبور را زيارت كنيد . ب : از بيرون آوردن گوشتهاى قربانى از منى بعد از سه روز نهى مىكردم ، حال توجّه كنيد اعلام مىكنم : آنها را بخوريد و ذخيره نماييد . ج : از نبيذ و شراب انداختن ، حال توجّه كنيد اعلام مىكنم : شراب بياندازيد ولى مسكر آن حرام است مقصود اين است كه : نبيذ و شرابى كه صبح انداخته شود و شب نوشيده شود يا شب انداخته شود و صبح خورده شود جايز است امّا وقتى غليان آمد ديگر حرام بوده و آشاميدنش جايز نيست . باب صد و هشتاد و دوّم سرّ اين كه جايز است پوست قربانى را به سلَّاخ آن داد حديث ( 1 ) پدرم رحمة الله عليه و محمّد بن الحسن بن احمد بن وليد رحمة الله عليهما ، از محمّد بن يحيى عطَّار ، از محمّد بن احمد بن يحيى بن عمران اشعرى ، از على بن اسماعيل ، از صفوان بن يحيى الازرق ، وى مىگويد : محضر مبارك حضرت ابى ابراهيم عليه السّلام عرض كردم : آيا شخص مىتواند به سلَّاخ ، پوست قربانى را بدهد ؟ حضرت فرمودند : اشكالى ندارد ، خداوند عزّ و جل در قرآن مىفرمايد : * ( فَكُلُوا مِنْها وَأَطْعِمُوا ) * ( از گوشت قربانى بخوريد و به ديگران اطعام كنيد ) و پوست نه خورده مىشود و نه اطعام مىگردد و به همين سبب كه عنوان مأكول و مطعوم بر آن صادق نيست اعطائش به سلَّاخ اشكال و ايرادى ندارد . باب صد و هشتاد و سوّم سرّ اين كه استقراض ثمن قربانى بر كسى كه واجد آن نيست واجب است حديث ( 1 ) محمّد بن موسى بن متوكَّل رضى الله عنه از محمّد بن يحيى عطَّار ، از محمّد بن احمد بن يحيى بن عمران اشعرى ، از موسى بن جعفر بغدادى ، از عبيد الله بن عبد الله ، از