الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
397
علل الشرايع ( فارسي )
از سكونى ، از حضرت جعفر بن محمّد سلام الله عليهما ، راوى از حضرت سؤال مىكند : چرا شتر را تقليد نموده ( مقصود از تقليد آن است كه حاجى نعل و كفش خود را به گردن حيوان مىآويزد ) يا اشعار مىكنند ( مراد از اشعار آن است كه سمت راست كوهان را چاك مىزنند و با خونش پشت حيوان را آلوده مىكنند ) ؟ حضرت فرمودند : امّا تقليد كه عبارت است از آويختن نعل و كفش به گردن حيوان جهتش آن است كه بدين وسيله شناخته مىشود كه اين حيوان قربانى است لذا اگر گم شود كسى در آن تصرّف نمىكند ، از اين گذشته صاحب شتر به واسطه كفش خود كه در گردن حيوان آويخته شتر خويش را شناخته و از ساير شتران امتيازش مىدهد . و امّا اشعار كه عبارتست از چاك زدن كوهان شتر و آلوده نمودن پشت حيوان را به خون خودش جهتش آن است كه بدين وسيله اعلام مىكنند كه پشت حيوان و سوارشدنش بر صاحبش حرام است و شيطان نيز قدرت ندارد آن را مسّ كند . حديث ( 2 ) محمّد بن الحسن رحمة الله عليه از محمّد بن الحسن الصفّار ، از عبّاس بن معروف ، از على بن مهزيار از فضاله ، از سيف بن عميرة ، از عمرو بن شمر از جابر ، از حضرت ابى جعفر عليه السّلام ، آن جناب فرمودند : شترها را نيكو اشعار كنيد زيرا اوّلين قطره خون كه از حيوان مىريزد خداوند صاحب آن شتر را مىآمرزد . حديث ( 3 ) پدرم رحمة الله عليه از سعد بن عبد الله ، از احمد و عبد الله فرزندان محمّد بن عيسى از محمّد بن ابى عمير ، از حمّاد ، از حلبى ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام ، آن جناب فرمودند : هر كسى شترى را براى قربانى سوق دهد پس قبل از اين كه حيوان به محلّ قربانى برسد دست يا پايش شكست يا مرد بر آن شخص واجب است در صورت توان و قدرت داشتن آن حيوان را نحر و قربانى كند بعد كفش خود كه به گردن حيوان انداخته بود را به خونش آلوده نمايد و به رسم نشانه همان جا بگذارد تا عابرين بدانند حيوان تذكيه شده و اگر خواستند از گوشتش بخورند . و اگر قربانى كه دست يا پايش شكسته و يا مرده مضمون باشد بر صاحبش واجب است حيوان ديگرى به جاى آن بخرد و قرار دهد . مقصود از مضمون آن است كه بر شخص به واسطه نذر يا غير نذر همچون قسم واجب بوده كه قربانى را سوق دهد و به قربانگاه ببرد .