الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
387
علل الشرايع ( فارسي )
ديگر سپس حق تعالى آدم را از جاى بيت به طرف صفا و حوّا ، را به جانب مروه راند بعد حجر را گرفت و با قدرتش در همان ركن قرار داد و وقتى آدم از صفا چشمش به حجر افتاد كه در ركن نصب شده الله اكبر و لا إله الَّا الله گفت و خدا را تمجيد و تعظيم نمود فلذا سنّت است كه در هنگام روبرو شدن با ركنى كه حجر در آن است از صفا تكبير بگويند و خداوند عهد و ميثاق را در آن حجر به وديعه نهاد و در بين فرشتگان تنها او بود كه آن ميثاق را در خود فرو برد زيرا خداوند وقتى از فرشتگان راجع به ربوبيّت خود و نبوّت حضرت محمّد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم و وصى بودن حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام اقرار خواست پشت ملائكه لرزيد و اوّلين كسى كه سرعت نمود و به آن اقرار كرد همان فرشته ( حجر ) بود و از او محبّتر نسبت به محمّد و آل محمّد هيچ فرشته اى نبود از اين رو خداوند او را از بين آنها اختيار كرد و ميثاق را در او نهاد و او روز قيامت خواهد آمد در حالى كه زبان گويا و چشم بينا داشته و براى تمام آنان كه با او در آن مكان تجديد عهد كرده و امانت را حفظ نمودهاند شهادت خواهد داد . محمّد بن على مؤلف اين كتاب مىگويد : خبر مذكور با همين الفاظ و عباراتى كه نقل گرديد حكايت شده و معناى « انّ الله أهبط الى ارضه و بنى الكعبة » آن است كه خداوند متعال وقتى آنها را به زمين فرو فرستاد يعنى آن فرشته و آدم و حوّا و جبرئيل را . و مراد از « ارضه » بين ركن و مقام مىباشد . و اين مكان ثواب و اجر بسيارى براى آدم داشت لذا در همان مكان حق تعالى اخذ ميثاق نمود . و امّا معناى « اخذ الله الحجر بيده » مقصود از « يد » قدرت مىباشد . باب صد و شصت و پنجم سرّ ناميدن صفا به نام « صفا » و مروه به اسم « مروه » حديث ( 1 ) پدرم رضى الله عنه از سعد بن عبد الله ، از احمد بن محمّد بن خالد ، از پدرش از محمّد بن سنان ، از اسماعيل بن جابر و عبد الكريم بن عمرو از عبد الحميد بن ابى الدّيلم از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام ، حضرت فرمودند : صفا را به اين خاطر صفا خواندهاند كه : مصطفى و برگزيده شده آدم بود كه بر كوه صفا هبوط كرد لذا از اسم آدم ( يعنى از كلمه مصطفى ) نامى و اسمى براى كوه اتخاذ