الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
371
علل الشرايع ( فارسي )
بعد امام عليه السّلام فرمود : حجر الاسود آن وقت در بهشت بود پس خداوند عزّ و جل بيرونش آورد و آن ، ميثاق و پيمان خلائق را در خود فرو برد و به همين معنا اشاره دارد فرموده حق تعالى : * ( وَلَه أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ طَوْعاً وَكَرْهاً وَإِلَيْه يُرْجَعُونَ ) * ( تمام موجودات در آسمان و زمين خواه و ناخواه مطيع او بوده و رجوعشان بسوى او است ) . و زمانى كه حق تبارك و تعالى حضرت آدم عليه السّلام را در بهشت ساكن نمود و وى مرتكب لغزش گرديد ، حق تعالى حجر را از بهشت فرود فرستاد و آن را در ركنى از اركان بيت خود قرار داد و جناب آدم عليه السّلام را از بهشت به زمين روى كوه صفا هبوط داد ، آدم براى مدّت مديدى آن جا درنگ نمود سپس حجر را در بيت ديد آن را شناخت و ياد ميثاق و عهدش افتاد از اين رو نزد حجر آمد و به سرعت خود را به آن جا رسانيد و سپس خويش را ، روى آن افكند و مدّت چهل بامداد گريست و از خطايش توبه نمود و از اين كه عهد را نقض كرده اظهار پشيمانى كرد . سپس امام عليه السّلام فرمودند : و به همين خاطر امر شدهايد هر گاه حجر را استلام كرديد بگوييد : امانتى ادّيتها و ميثاقى تعاهدته لتشهد لي بالموافاة يوم القيامة . حديث ( 7 ) پدرم رضى الله عنه از سعد بن عبد الله ، از محمّد بن الحسين بن ابى الخطاب ، از احمد بن محمّد بن ابى نصر از عبد الكريم بن عمر و خثعمى ، از عبد الله بن ابى يعفور ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام ، آن حضرت فرمودند : ارواح لشكرهايى هستند آراسته و منظَّم در صفوف متعدّد پس آنچه از ارواح در عالم ميثاق با هم آشنا و هم صف بودند در اينجا و عالم دنيا با يك ديگر الفت و انس دارند و آنچه از آنها در عالم ميثاق بينشان تفرقه و تناكر بوده در اين عالم نيز بينشان اختلاف و مخاصمه مىباشد و ميثاق و عهد در اين حج نهفته است . سپس حضرت فرمودند : به خدا سوگند حجر دو چشم و دو گوش و يك دهان و يك زبان تيز و گويا دارد اين سنگ در ابتداء سفيدتر از شير بود ولى به واسطه استلام مجرمين و گناهكاران و منافقين رفته رفته تيره شد تا به اين وضعى كه مىبينيد در آمد . حديث ( 8 ) محمّد بن الحسن بن احمد بن وليد رضى الله عنه ، از محمّد بن الحسن الصفّار ، از على بن