الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
297
علل الشرايع ( فارسي )
قربانى را از او پذيرفت به اين نحو كه آتشى از آسمان فرستاد و آتش قربانى آدم را گرفت ، جبرئيل عرضه داشت خداوند تبارك و تعالى به تو احسان نمود زيرا مناسكى كه به واسطه آنها توبه ات مقبول واقع شد را به تو تعليم كرد و قربانى تو را نيز پذيرفت ، پس در قبال آن تواضع نما و سر خود را بتراش . پس آدم عليه السّلام به منظور تواضع و فروتنى در مقابل حقّ تبارك و تعالى سرش را تراشيد ، سپس جبرئيل دست آدم را گرفت و او را به طرف بيت برد در اثناء راه جنب جمره عقبه به ابليس بر خورد كردند ، ابليس گفت : اى آدم كجا اراده دارى به روى ؟ جبرئيل گفت : اى آدم او را با هفت ريگ بزن و با هر ريگ يك تكبير بگو ، آدم طبق آنچه جبرئيل امر كرده بود انجام داد و بدين ترتيب ابليس از آنها دور شد بعد جبرئيل در روز دوّم دست آدم را گرفت و به طرف جمره اولى برد ، باز در اثناء به ابليس برخورد كردند . جبرئيل عليه السّلام گفت : او را با هفت ريگ بزن و با هر ريگ يك تكبير بگو . آدم چنين كرد و ابليس از آنها دور شد و باز نزديك جمره دوّم به ابليس برخوردند و ابليس گفت : اى آدم كجا اراده دارى به روى ؟ جبرئيل گفت : او را با هفت ريگ بزن و با هر ريگ يك تكبير بگو . آدم چنين كرد و ابليس را از خود دور نمود ، سپس ، نزديك جمره سوّم خود را به ايشان نشان داد و گفت : اى آدم كجا اراده دارى به روى ؟ جبرئيل گفت : اى آدم او را با هفت ريگ بزن و با هر ريگى يك تكبير بگو . آدم چنين نمود و ابليس را از خود دور كرد و سپس در روز سوّم و چهارم نيز آدم به زدن ابليس مبادرت كرد و وى را از خود دور نمود . جبرئيل به آدم عرض كرد : ديگر هرگز او را نخواهى ديد سپس آدم را به بيت برد و امر نمود كه هفت بار خانه خدا را طواف كند ، آدم چنين نمود . پس جبرئيل گفت : خداوند متعال تو را آمرزيد و توبه ات را پذيرفت و همسرت حوّا بر تو حلال گشت . حديث ( 2 ) على بن حبشى بن قونى رحمة الله عليه در مكتوبى كه به من نوشت مرقوم داشت : جميل بن زياد از قاسم بن اسماعيل از محمّد بن سلمه ، از يحيى بن ابى العلا رازى نقل كرده مردى بر حضرت امام صادق عليه السّلام وارد شد و عرض كرد : فدايت شوم خبر