الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

263

علل الشرايع ( فارسي )

عبد الله مىگويد : عرضه داشتم براى چه ؟ فرمودند : چون مىبينند كه حقّشان در دست ديگرى است . باب صد و بيست و هفتم سرّ اخراج و دادن زكات فطره حديث ( 1 ) پدرم رحمة الله عليه از سعد بن عبد الله ، از محمّد بن عبد الله ، از محمّد بن عبد الجبّار ، از صفوان بن يحيى از اسحاق بن عمّار ، از معتب ، از ابى عبد الله عليه السّلام ، حضرت فرمودند : برو بابت عيال و افرادى كه نان خور ما محسوب مىشوند زكات فطره ايشان را بپرداز و همچنين تمام بندگان را منظور كن و زكات فطره آنها را اخراج نما و سعى كن يكى از آنها را از قلم نياندازى چه آنكه اگر يكى از ايشان را ترك نمايى خوف فوت را براو دارم . راوى مىگويد : عرض كردم فوت چيست ؟ فرمودند : مرگ . باب صد و بيست و هشتم سرّ اين كه دادن خرما در زكات فطره از اشياء ديگر برتر و بهتر است حديث ( 1 ) محمّد بن الحسن رضى الله عنه از محمّد بن الحسن الصفّار ، از ابن هاشم و ايّوب بن نوح و محمّد بن عبد الجبّار و يعقوب بن يزيد ، از محمّد بن ابى عمير ، از هشام بن الحكم ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام ، حضرت فرمودند : خرما در زكات فطره از ساير اشياء بهتر و برتر است زيرا سريعتر از همه آنها به مصرف رسيده و از منفعتش بهره مند مىشوند چه آنكه خرما به مجرّد اين كه به مستحقّش داده شد از آن تناول مىكنند بدون هيچ مقدّمه اى و نيز حضرت بعد از آن فرمودند : حكم زكات در حالى نازل شد كه مردم هيچ مالى نداشتند و بدين ترتيب فقط فطره به آنها تعلَّق مىگرفت نه زكات مال . باب صد و بيست و نهم سرّ اين كه مردم در زكات فطره از پرداخت يك صاع به نيم صاع عدول كردند حديث ( 1 ) محمّد بن الحسن از حسين بن الحسن بن ابان ، از حسين بن سعيد ، از فضاله ، از