الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
247
علل الشرايع ( فارسي )
باب صد و پانزدهم سرّ اين كه هيچ يك از ميهمان و ميزبان حق ندارند روزه مستحبى بگيرند مگر با اذن ديگرى حديث ( 1 ) محمّد بن موسى بن متوكَّل رحمة الله عليه از على بن الحسين السّعدآبادي ، از احمد بن ابى عبد الله البرقى ، از احمد بن محمّد سيّارى از محمّد بن عبد الله الكوفى از مردى كه ذكرش نموده ، وى گفت : شنيدم از حضرت ابو جعفر عليه السلام كه از پدر بزرگوارش عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نقل كردند كه آن سرور فرمودند : وقتى كسى به شهرى وارد شد بر اهالى آن شهر كه هم دين او هستند ميهمان است تا از آن جا خارج شود و شايسته نيست كه ميهمان بدون اذن ميزبان روزه بگيرد چه آنكه ممكن است آنها براى وى طعامى درست كرده باشند كه به واسطه تناول نكردن ميهمان آن طعام فاسد شود و از طرفى سزاوار نيست كه ميزبان بدون اذن ميهمان روزه بگيرد زيرا ميهمان از آنها حياء و شرم كرده بسا طعامى را كه ميل دارد به خاطر روزه دار بودن ايشان تناول نمىكند . حديث ( 2 ) على بن بندار ، از ابراهيم بن اسحاق به اسنادش از كسى كه ذكرش نموده ، از فضل بن يسار از حضرت ابى جعفر عليه السلام ، آن حضرت فرمودند : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلَّم فرمودند : هر گاه كسى به شهرى وارد شود ميهمان هم دينان خود در آن شهر بوده تا از آن جا خارج گردد و شايسته نيست ميهمان بدون اذن ميزبان روزه بگيرد براى اين كه ميزبان طعامى درست نكند تا با نخوردن ميهمان فاسد شود و همچنين سزاوار نيست ميزبان بدون اذن ميهمان روزه بگيرد تا وى حياء و شرم نكرده و طعامى را كه اشتهاء و ميل دارد به خاطر موقعيت ميزبان ترك كند و نخورد . حديث ( 3 ) حسين بن محمّد ، از احمد بن محمّد ، از محمّد بن عبد الله كوفى ، از مردى كه ذكرش نموده ، وى گفت خبر دار شدم كه برخى از اهل مدينه حديثى را از حضرت ابى جعفر عليه السلام روايت نموده ، نزد راوى رفتم پس سراغ آن حديث را از وى گرفتم ، او مرا از ان بازداشت و نااميدم نمود و قسمهاى غليظ و سختى خورد كه براى احدى نخواهد گفت . به او گفتم : آيا اين حديث را ديگرى نيز با تو از امام عليه السلام شنيده است ؟