الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
243
علل الشرايع ( فارسي )
ابى عبد الله البرقى ، از محمّد بن على الكوفى ، از محمّد بن اسلم الجبلى ، از صباح الحذاء ، از اسحاق بن عمار ، وى مىگويد : از حضرت ابا الحسن موسى بن جعفر عليهما السّلام پرسيدم : جماعتى به سفر رفته و وقتى به موضعى رسيدند كه تقصير نماز بر آنها لازم گشت ، نمازشان را قصر كردند و هنگامى كه به دو يا سه و يا چهار فرسخ رسيدند يكى از ايشان عقب ماند به طورى كه بدون او ادامه سفر ايشان صحيح نبود پس در آن جا چند روز ماندند و نمىدانستند سفر را ادامه داده يا بر مىگردند آيا تكليفشان اتمام نماز بوده يا بايد شكستن نماز را ادامه داده و بر آن باقى باشند ؟ حضرت فرمودند : اگر به چهار فرسخ رسيدهاند بايد بر قصر نماز باقى باشند چه در آن جا بخواهند بمانند يا برگردند و اگر كمتر از چهار فرسخ آمدهاند تا مادامى كه در آن جا اقامه دارند نمازشان را تمام بخوانند و وقتى از آن جا رفته و به مسافرتشان ادامه دادند البته بايد نماز را شكسته بخوانند . سپس حضرت فرمودند : مىدانى چرا حكم چنين است ؟ عرضه داشتم : نمىدانم . فرمودند : زيرا شكسته شدن نماز در دو بريد ( چهار فرسخ ) مىباشد و در كمتر از آن نيست لذا وقتى يك بريد سير كرده باشند و بخواهند برگردند مقدار آمدن و برگشتنشان چون به اندازه سفر تقصير هست لا جرم نمازشان شكسته مىشود ولى اگر كمتر از اين مقدار رفته باشند حق ندارند نمازشان را بشكنند . عرض كردم : مگر به مكانى نرسيدهاند كه در آن اذان شهرشان را كه از آن بيرون آمدهاند را نمىشنوند ؟ فرمود : چرا ، زمانى در چنين مكان نمازشان شكسته مىشود كه در سير و سفر به مقدار مسافت قصر شك نداشته باشند لذا همين علَّت وقتى در كمتر از سير يك بريد وجود داشته باشد حكم ، شكستن نماز مىباشد . باب صد و چهاردهم سرّ مكروه بودن استشمام رياحين براى شخص روزه دار حديث ( 1 ) محمّد بن موسى بن متوكَّل رحمة الله عليه از على بن الحسين السّعدآبادي ، از احمد بن ابى عبد الله برقى از داود بن اسحاق حذّاء ، از محمّد بن فيض تيمى ، از اين