الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

235

علل الشرايع ( فارسي )

و بدين ترتيب تمام سياهى او زائل گرديد و به همين خاطر اين ايّام به ايّام البيض موسوم شد چه آنكه در همين ايّام حق تعالى سفيدى آدم را به وى بازگرداند ، بعد منادى از آسمان نداء كرد اى آدم اين سه روز را براى تو و فرزندانت قرار دادم ، كسى كه اين ايّام را در هر ماه روزه بدارد گويا تمام دهر را روزه گرفته است . حميد مىگويد : احمد بن عبد الواحد گفت : از احمد بن شيبان برمكى شنيدم كه مىگفت : حميرى اين فقره را در حديث اضافه نمود : آدم عليه السّلام نشست در حالى كه زانوها را در بغل گرفت و سر را بين دو زانو نهاد با حالى حزين و غمگين ، پس خداوند تبارك و تعالى جبرئيل عليه السّلام را نزدش فرستاد ، جبرئيل گفت : اى آدم چرا تو را غمگين و محزون مىبينم ؟ جناب آدم عليه السّلام فرمود : پيوسته حزين و غمگين هستم تا امر خدا بيايد . جبرئيل عليه السّلام عرض كرد : من فرستاده خداوند عزّ و جل به سوى تو بوده و حق تو را سلام مىرساند و مىفرمايد : اى آدم : حيّاك الله و بيّاك . جناب آدم فرمود : امّا حيّاك معنايش را مىدانم ( يعنى خدا عمرت را طولانى كند و باقى بدارد تو را ) امّا بيّاك را ندانسته و معنايش چه مىباشد ؟ جبرئيل عليه السّلام عرض كرد : يعنى خدا تو را بخنداند . نبى اكرم صلَّى الله عليه و آله و سلم فرمودند : آدم سجده كرد بعد سر برداشت و به طرف آسمان بلند كرد و عرضه داشت : پروردگارا به جمال و زيبايى من بيفزا ، پس برايش ريشى مشكى همچون ذغال روييد ، پس دست زد و محاسن خود را گرفت و عرض كرد : الهى اين چيست ؟ خداوند فرمود : اين ريش است و تو و فرزندان ذكورت تا روز قيامت را با آن زينت دادم . مقاله مرحوم مصنف رحمة الله عليه مصنّف اين كتاب ( مرحوم صدوق ) مىگويد : اين خبر صحيح و درست است ولى حق تبارك و تعالى امر دينش را به نبىّ مكرّمش حضرت محمّد صلَّى الله عليه و آله و سلم واگذار نموده و فرموده : آنچه را كه رسول براى شما آورد اخذ كرده و از آنچه شما را نهى نمود بر حذر باشيد ، رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلم به جاى ايام البيض روزه اوّلين پنجشنبه دهه اوّل و اوّلين چهار شنبه دهه وسط و پنجشنبه آخر از هر ماه