الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

203

علل الشرايع ( فارسي )

خود وارد نموده به مراتب بيشتر است از آنچه به واسطه زكات دادن مورد خوفش بود . حديث ( 3 ) پدرم رحمة الله عليه از سعد بن عبد الله ، از ابراهيم بن هاشم ، از اسماعيل بن مرار ، از يونس بن عبد الرحمن ، از ابى الحسن على بن يقطين ، از حضرت ابى الحسن موسى عليه السّلام نقل كرده كه حضرت فرمودند : در طلاها و نقره هاى مسكوكى كه به خاطر فرار از زكات به صورت پاره پاره در آورده شده‌اند زكات نيست مگر نمىبينى چه منفعت و سود معنوى از دست فاعل رفته است لذا به خاطر همين زكات بر وى واجب نمىباشد . باب نود و چهارم سرّ جائز نبودن اعطاء زكات به فرزند و پدر و مادر و همسر و غلام حديث ( 1 ) محمّد بن على ماجيلويه رضى الله عنه از محمّد بن يحيى عطَّار ، از محمّد بن احمد ، از ابراهيم بن هاشم ، از ابى طالب ، از عدّه اى اصحاب كه به طور مرفوعه از امام صادق عليه السّلام نقل كرده‌اند كه آن جناب فرمودند : پنج نفر هستند كه شخص زكات خود را به آنها نمىتواند بدهد : فرزند ، پدر ، مادر ، همسر ، غلام و بنده و سرّش آن است كه شخص مجبور است نفقه ايشان را بپردازد پس فقير نيستند . باب نود و پنجم سرّ جايز نبودن اعطاء زكات به غير فقراء حديث ( 1 ) پدرم رحمة الله عليه ، از سعد بن عبد الله ، از محمّد بن الحسن بن ابى الخطاب ، از عثمان بن عيسى ، از ابى المغراء ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام ، حضرت فرمودند : خداوند تبارك و تعالى فقراء و اغنياء را در اموال شريك هم نموده لذا اغنياء حق ندارند اموال را به غير شركاء خود بدهند .