الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
639
علل الشرايع ( فارسي )
مشتبه شده و بين حقّ و باطل فرق گذارده نمىشود . حديث ( 5 ) محمّد بن الحسن از محمّد بن الحسن الصفّار ، از محمّد بن عيسى ، از محمّد بن فضل ، از ابى حمزه نقل كرده ، وى مىگويد : محضر امام صادق عليه السّلام عرضه داشتم : آيا زمين بدون امام باقى مىماند ؟ حضرت فرمودند : اگر زمين بدون امام باقى بماند فرو خواهد رفت . حديث ( 6 ) حسين بن احمد رحمة الله عليه مىگويد : احمد بن ادريس از عبد الله بن محمّد ، از ابن خشّاب ، از جعفر بن محمّد از كرام « 1 » نقل كرده كه وى گفت : حضرت ابو عبد الله عليه السّلام فرمودند : اگر تمام مردم منحصر در دو نفر شوند قطعا يكى از آن دو امام بايد باشد . و نيز فرمودند : آخرين نفرى كه از دنيا مىرود امام است تا احدى از مردم بر خدا احتجاج و استدلال نكند كه او را بدون حجّت گذارده است . حديث ( 7 ) پدرم رحمة الله عليه فرمود : سعد بن عبد الله ، از حسن بن موسى الخشّاب ، از عبد الرحمن بن ابى نجران ، از عبد الكريم و غيرش ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام با آن حضرت فرمودند : جبرئيل بر پيامبر صلَّى الله عليه و آله نازل شد و از طرف خداى عزّ و جلّ خبر داد و گفت : اى محمّد : من زمين را وانمىگذارم مگر آن كه در روى آن عالمى باشد كه به طرق طاعت و راههاى هدايت من آگاه بوده و در فاصله بين از دنيا رفتن پيامبرى تا ظهور و خروج پيامبر ديگر موجب نجات و رهايى مردم باشد و همچنين وانخواهم گذارد ابليسى كه مردم را گمراه كند در حالى كه روى زمين حجّتى و دعوتكننده اى به سوى من و راهنما و عارفى به حقّ و شئونات من نباشد ( يعنى در حالى كه زمين خالى از حجّت باشد هرگز ابليس را روى زمين نخواهم گذارد بلكه همزمان با بودن ابليس روى زمين حجّت و امام نيز حتما مىباشد ) و مقرّر و مقدّر كردهام براى هر طائفه اى هادى و راهنمايى كه افراد با سعادت را هدايت كرده و حجّت باشد بر
--> « 1 » - كرام بن عبد الكريم بن عمرو بن صالح خثعمى : مرحوم ممقانى فرموده وى ثقه است اگر چه نجاشى و شيخ رحمة اللَّه عليهما او را واقفى مىدانند .