الشيخ اسماعيل حقي البروسوي

132

تفسير روح البيان

إفسادتين . أولاهما مخالفة حكم التوراة وقتل شعيا وحبس ارميا حين انذرهم سخط اللّه وارميا بتشديد اليا . مع ضم الهمزة على رواية الزمخشري وبضم الهمزة وكسرها مخففا على رواية غيره وفي القاموس ارميا بالكسر نبي . والثانية قتل زكريا ويحيى وقصد قتل عيسى وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيراً ولتستكبرن عن طاعة اللّه تعالى [ يعنى سركش خواهيد شد از طاعت من ] والعلو العتو على اللّه والجرأة * قال الكاشفي [ درين قصه اختلاف بسيارست وهر مفسري نقلي كه بدو رسيده إيراد نموده وقول أصح وأشهر در مختار القصص وسير وغير آن از كتبي كه در اخبار أنبياء عليهم السلام نوشته‌اند چنانست كه چون سلطنت بني إسرائيل در ولايت شام بصديقه رسيده از أولاد سلما وأو مردى ضعيف حال واعرج بود ملوك أطراف طمع در ولايت ايليه بسته متوجه آن صوب شدند أول سنجاريب ملك موصل بيامد ومتعاقب أو سلما پادشاه آذربايجان رسيد وهر دو تلاش شهر بيت المقدس نموده با يكديگر محاربه آغاز كردند آتش قتال ميان ايشان اشتعال پذيرفت ودرياى مبارزت از صرصر مخاصمت بموج درآمد سپهداران سپه درهم فكندند * صلاى مرگ در عالم فكندند ز پيكان عالمي را ژاله بگرفت * ز خون روى زمين را لاله بگرفت عاقبت سطوت هيبت الهى ظهور نموده هر دو لشگر از يكديگر منهزم گشتند وغنايم ايشان بدست بني إسرائيل افتاد ديگر باره پادشاه روم وملك صقاليه وسلطان أندلس هر يك با لشگر جرار كرار همه تيغ زن ونيزه گذار بر در بيت المقدس جمع شدند . وچون رتبه سلطنت شركت بر نتابد ايشان نيز آغاز نزاع كرده بلشكر آرايى ونبرد آزمايى قيام واهتمام نمودند در افتادند همچون شير غران * بكرز ونيزه وشمشير بران بني إسرائيل دعاى « اللّهم اشتغل الظالمين بالظالمين وأخرجنا من بينهم سالمين غانمين » آغاز كردند ونكباى نكبت غبار ادبار بر ديدهء آن خاكساران پاشيد هزيمت را غنيمت دانسته دلها بر فرار قرار داده از يكديگر گريزان شدند نه جاى قرار ونه جاى ستيز * نهادند ناكام رو در گريز أموال ايشان نيز به دست بنى اسرائيليان افتاد وچون غنيمت پنج لشكر عظيم در حوزهء تصرف در آوردند بحكم إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى سر تجبر از گريبان عصيان برآورده ودست تغلب از آستين طغيان بيرون كرده حكم توراترا بر طرف نهادند هر چند ارميا پيغمبر ايشانرا پند داد وگفت از آنچه در تورات مقرر شده واين فساد أول است مكنيد وخود را در معرض سخط الهى مياريد نشنيدند حق سبحانه وتعالى بخت نصر مجوسي را كه كاتب سنجاريب بود وبعد از فوت أو بحكم وصيت ملك بوى رسيد بر ايشان گماشت تا بيامد وبا ايشان حرب كرده غالب شد ومسجد را خراب كرد تورات را بسوخت وهفتاد هزار كسى را بني إسرائيل بنده كرفت واين عقوبت أول بود بعد از آن كورش همداني كه زنى از بني إسرائيل خواسته بود از اين حال خبر يافت مال بسيار بر گرفت وسى هزار بنا وسائر عمله با خود آورد وسى سال بعمارت ولايت ايليه اشتغال