غياث الدين منصور دشتكي شيرازي
مقدمه 79
تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى
كتاب منتهى السؤال والأمل في علمي الأصول والجدل تأليف أبو عمر وعثمان بن عمر بن حاجب مالكي ( م . 646 ) مىباشد . مؤلف خود به دليل حجيم بودن كتاب ، مختصرى از آن را در أصول فقه گزينش كرده واين گزيده به مختصر الأصول شهرت يافت . شروح متعددى نيز بر اين كتاب نگاشته شد كه از جمله شرح سيّد شريف جرجانى ( م . 816 ه ) ومعروفترين آنها شرح قاضى عضد الدّين عبد الرحمن بن أحمد ايجى ( م . 756 ه ) مىباشد . اين شرح مجددا از سوى برخى فلاسفه وعلماء مورد تعليق قرار گرفت از جمله حواشي نگاشتهشده بر اين شرح ، حاشيهء ملا جلال الدّين دوانى است كه پس از نگارش ، از سوى أمير صدر الدّين محمّد كبير مورد اعتراض ورد قرار گرفت . دوانى در دومين حاشيهء خود بر اين شرح كوشيد تا اعتراضات صدر الدّين محمّد را پاسخ گويد امّا گويا ، پاسخها وتوجيهات وى مورد قبول صدر الدّين محمّد واقع نشد ، زيرا وى مجددا حاشيهء جديد خود را بر شرح مزبور در رد توجيهات دوانى به رشتهء تحرير درآورد . كتاب سوّم : مقايسهاى است بين حواشي اين دو بزرگ بر شرح تجريد « 1 » ( شرح فاضل قوشچى بر تجريد الكلام خواجهء طوسي ) بر اين شرح كه با عنوان شرح جديد نيز معروفيت دارد حواشي وشروحى غير قابل شمارش نگارش يافته كه كشف المراد علّامه حلى يكى از آنهاست . 16 . مرآة الحقائق ومجلى الدقائق غياث الدّين منصور اين رساله را براي غياث الدّين أبو المظفر بهادر خان در 7 مجلى ( مبادى فلسفه ؛ مسائل طبيعي ؛ مسائل فلكى ؛ أمور عامه ؛ مقولات ؛ خدا وآفرينش ؛ رستاخيز ) نگاشته است . وى در آغاز از خود به نام غياث مشهور به منصور ياد كرده ومىگويد كه در سى مسألهء فلسفي با ديگران خلاف كردم وبه همگان رسيد . برخى سخنانم را پسنديدند ودستهاى نپذيرفتند ، آنگاه آنها را مىشمارد . مطالب را عنوانهاى ( ظل غربى ، نور مشرقى ، نور قمري ، اشراقات شمسي ) داده وپيداست كه ملا صدراى شيرازي ، هم در مسائل وهم در عنوانها از أو پيروى نموده است . در پايان مىگويد : كه اين اشراقات در خواب شگفتى كه ديدم به جهان نور رفتهام به من رسيد . سپس اين رساله را نوشتم . آنگاه عنوانهاى مرموزى را كه در كتاب آورده بود
--> ( 1 ) . الذريعة ، 20 / 131 .