غياث الدين منصور دشتكي شيرازي

مقدمه 35

تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى

شيراز متولد ودر روز جمعه دوازدهم رمضان سال 903 ه ، در سن هفتادوپنج‌سالگى ، به دست طائفه تركمان بايندريه به شهادت رسيد . روش علمي مير صدر الدّين كبير علىرغم اينكه از أفكار فلاسفهء پيشين بهره گرفته وتحت تأثير أفكار شيخ الرئيس أبو على سينا ومعلم ثاني أبو نصر فارابى بوده ، ليكن انديشه‌هايى نو وافكارى تازه وبكر ارائه كرده كه در كتب پيشين سابقه نداشته است . در واقع بايد أو را فيلسوفى دانست كه داراى سيستم فلسفي خاصي است والبتة در بعضي موارد انديشه‌هايش تركيبي از عقايد متكلمين وفيلسوفان آزادانديش بوده است . وى دربارهء انديشه‌هاى نو وأفكار تازه خود در ابتداى حاشيهء خويش بر شرح تجريد مىنويسد : امّا بعد . . . فمنها ما أخذته من كتب القوم سيّما الشّفاء . ونسبت ذلك إلى مأخذه إلّا قليلا ومنها ما خلت عنه كتب القوم ولم أجد في كلام غيرى اليه سبيلا والتمس منك أن لا تبادر إلى إنكار ابكاره قبل التّأمّل والاستكشاف عن أحواله ، بل عليك أن تبذل جهدك في الاستكشاف ، ثمّ عليك الانكار أو الاعتراف . « 1 » [ من اين شرح را براي روشن شدن معضلاتى كه فضلا در آن درمانده ومشكلاتى كه علماء در آن متحير شده‌اند ، نگاشته‌ام ] . بعضي از اين نكات را از كتب قوم وبخصوص شفا اخذ كرده‌ام وآنها را به مأخذ اصلى خود نسبت داده‌ام مگر در مواردى معدود . بعضي ديگر از اين نكات ، در كتب قوم وجود نداشته ودر كلام ديگران نشانى از آن نيافته‌ام . از تو مىخواهم كه قبل از تأمل وبررسى ، به انكار نكات تازه وبكر آن مبادرت نورزى ، بلكه كوششت را در كشف وفهم مطالب بكار برى ، آنگاه به انكار يا اذعان آن بپردازى . غياث الدّين منصور نيز دربارهء روش علمي پدرش مىگويد : عادت وروش نيكويش اين بود كه در كتابهايش چيزى را جز آنچه نظر مختص خودش بود ، بيان نكند . آنچه را ديگران بيان داشته بودند در كتب خويش نمىآورد مگر آنكه أولا آن را به صاحبش نسبت دهد وسپس نظر خود را در آن باب بيان كند . به همين دليل أكثر تأليفاتش را تعليقه وشرح تشكيل مىداد ، زيرا در اين شيوه ، آنچه ديگران در متون وشروح خود آورده‌اند ، نمىآيد . به هر حال ، هرچند كتب أو كم‌تعدادتر وكم‌حجم‌تر از كتب ديگر علما وحكماى بزرگ بود ، ليكن نكات بكر ومنحصربه‌فرد اين كتابها از إفادات غير أو بيشتر و

--> ( 1 ) . حاشيهء قديم مير صدر الدّين بر شرح تجريد ، نسخهء خطى متعلق به كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى ، شمارهء 1755 .