غياث الدين منصور دشتكي شيرازي

145

تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى

مىشود . چه‌بسا بدين‌ترتيب بر اسرارى آگاه گرديم كه كس پرده از آن برنداشته است وخدا به اندرون اسرار آگاه‌تر است . اما پاسخ سؤال دوم ، يعنى ميزان واندازهء جامها را چه كس معين مىكند ؟ دو صورت دارد ، ميزان شراب جام را يا ساقى تعيين مىكند ويا نوشندهء شراب . وهريك وجهي نيكو ، بلكه وجوهى قابل توجه دربردارد . فهميدن پاسخ اولين پرسش براي يافتن پاسخ پرسش سوم ، لازم است وبه همين ترتيب پاسخ پرسش چهارم را كسى درمىيابد كه در پاسخ دومين پرسش تأمل كرده باشد . گفته‌اند : ضمير در « قَدَّرُوها » به « عِبادُ اللَّهِ » برمىگردد . همان بندگان خدا كه به صفات پيشين موصوف شدند . قرائت « قَدَّرُوها » نيز بنا بر مجهول بودن آن است ومعنى به همان معناى أول ، نزديك است . مشرق چهاردهم تفسير آيهء هفدهم - أوصاف شراب بهشتى آية : وَيُسْقَوْنَ فِيها كَأْساً كانَ مِزاجُها زَنْجَبِيلًا « كأس » همان كأس پيشين است با اين تفاوت كه اينك آميزهء آن زنجبيل است . ( شايد ) به اين دليل كه عرب از طعم زنجبيل لذت مىبرد ودر اشعار خود آن را ضرب المثل ساخته است . « أعشى » مىگويد : كأنّ القرنفل والزّنجبيلا * باتا بفيها وأريا مشورا ( دهانش مزرعهء ميخك وزنجبيل است وكندوئى سرشار از عسل را مىماند . ) منظور اين است كه لذت عقلي را با بيان هرچه موجب لذت حسى است ، تعريف كند . ازآنجاكه اين نيكوسيرتان نيك‌كردار در عدد بسيار ودر خصوصيات متفاوتند ، لذا آشاميدن هريك نيز سزاوار حال وويژگى خود اوست . ازاين‌رو شراب ايشان گاه توأم با مزهء كافور است وگاه با طعم زنجبيل آميخته . بلكه ( بايد گفت ) هر شرابى در هر نشئه‌اى ، مستى خاص دارد . ازاين‌جهت هرگاه طعم گواراى زنجبيل بدان بياميزد ، دلچسب واشتهاآور است . بدين سبب كرامتها وفيوضى را