غياث الدين منصور دشتكي شيرازي
141
تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى
مشرق يازدهم تفسير آيهء سيزدهم - أوصاف بهشت آية : مُتَّكِئِينَ فِيها عَلَى الْأَرائِكِ لا يَرَوْنَ فِيها شَمْساً وَلا زَمْهَرِيراً ارائك جمع « أريكه » است « 1 » . وأريكه ، تختى است مرصّعنشان بر زير گنبدى ، يا خانهاى است با چندين فراش . « مُتَّكِئِينَ » منصوب است ازاينجهت كه مدح باشد يا حال . وآية نشانى از زيبايى منزل وهواي پاكيزهاش دارد واز دوام لطافتش سخن مىگويد . ونبودن شمس وزمهرير بيانگر اعتدال هواست . زمهرير در لهجهء قبيلهء « طي » به معنى ماه است . واگر اين معنا نيز مدّ نظر باشد باز كناية از همان عدم تغيير هوا وثبات آن خواهد بود . ودر هر دو حال ، سربسته ، از پاكيزگى واعتدالى سخن مىگويد كه همچون اعتدال هواي دنيا ، از أمور خارجي نيست . در يك جمله : بهشت ، آفتابى ومعتدل است . آية بيانگر اثبات لذات ونفى درد ورنج در بهشت است . « شمس » ، مشقتى توأم با شوريدگى و « زمهرير » سرما وجمودى است كه كاهلي وبىخبرى در پى دارند وبهشت عارى از اين دو رنج است . مشرق دوازدهم تفسير آيهء چهاردهم - حالات بهشتيان وبهشت روحاني آية : وَدانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلالُها وَذُلِّلَتْ قُطُوفُها تَذْلِيلًا « دانِيَةً » حال ومنصوب است . يا معطوف به واژهء متكئين مىباشد ويا عطف به محل « لا يَرَوْنَ » . گويى مىفرمايد : « درحالىكه در آن مكان نه خورشيدى ببينند ونه سرمايى سخت وسايههاى درختانش نيز بر سرشان فروافتاده » . حرف « واو » نيز بر وجود هر دو حالت دلالت دارد . ولذا نتيجهء تفسير چنين است : پاداش ايشان باغ بهشتى است كه هم از گرما وسرماى شديد در أمان است وهم سايههاى درختانش فروافتادهاند . « دانِيَةً » مىتواند وصف « جَنَّةً » نيز باشد در اين صورت تفسير اين است : پاداش ايشان ، بهشتى است با سايههاى فروافتاده . وممكن است صفت براي موصوفى محذوف
--> ( 1 ) . سيوطى ، « أرائك » را مفرد مىداند ولى غالب مفسرين آن را جمع أريكه خواندهاند . أريكه ، واژهاى است معرّب به معناى « بارگاه وسرير پادشاهى » . ارك به معنى باغ وكاخ نيز صورت ديگر همين واژه است .