غياث الدين منصور دشتكي شيرازي

132

تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى

زمخشري صاحب تفسير كشاف بر اين نظر است كه « عَيْناً » بدل از « كَأْسٍ » بوده ويا از باب اختصاص منصوب مىباشد . سخن اوّلش ضعيف است . زيرا در اين صورت « عين » مقصود اصلى كلام است نه « كَأْسٍ » . هدف از آوردن هر لفظ ، معناى همان لفظ است ، بدون اينكه معناى آنچه أصل در كلام است لغو وباطل گردد . بنابراين ، فرض وجود تفاوت ( ميان عين و كَأْسٍ ) شايسته‌تر است . سخن دوم أو نيز عارى از ضعف نيست زيرا در باب اختصاص ، علّت نصب اسم ، فرض افعال مقدّرى چون « أعنى » يا « أريد » مىباشد . در چنين حالتي از « كَأْسٍ » همان معنا مقصود است كه از « عين » . ليكن دراصل ؛ بهتر است تباين وتفاوت ميان اين دو لحاظ شود . علاوة بر اينكه « عين » معاني ديگرى غير از چشمه نيز دارد . اينك بدان كه « عَيْناً » منصوب به نزع خافض است . ( يعنى من كأس من عين ) وبدان كه مراد از « عين » عقل دهم ، از عقول دهگانه است كه در زنجيرهء حاجت به آن چشمهء أكبر منتهىاند . يعنى همان واجب أول كه به عقل فعال موسوم است واين عقل ازآن‌رو كه ياران ومعاونان فراوان وقابليت‌هاى متفاوت دارد ، أمور مختلفي را پديد آورد . حال كه اين مطلب را فهميدى مىگويم : اگر عقل دهم را « عين » ناميد ازآن‌جهت است كه چشمه‌اى است جوشان وسارى كه جهان را بهره‌مند از خويش وسيراب مىسازد . وهركس سهم خويش را براي نوشيدن ، آبيارى وبهره‌وريهاى ديگر ، از آن مىستاند . وچون عقل به ميزان استعدادهاى متفاوت ، إفاضات فراوان دارد وهر وجود ممكنى نيز به ميزان امكانش سهمى از آن مىگيرد ، از همين‌رو به چشمه شبيه است . در نتيجة اطلاق اسم « عين » بر عقل دهم أولا : به دليل فياض بودن آن است . وثانيا : به جهت شباهتى كه ميان علم وآب وجود دارد . عقلي كه افاضه‌گر وبخشايندهء علم است به « عين » كه سرچشمهء آب است ، تشبيه شده وبه دليل همين مشابهت است كه تعبيرگران ، غالبا ، آب زلال را ( در رؤيا ) به علم تعبير كرده‌اند وچشمهء پاك جارى را به مرد فاضل . حرف « مِنْ » در شرب أول براي بيان جنس است وحرف « باء » در شرب دوم إلصاق را مىرساند . اما بعضي از « عِبادُ اللَّهِ » همان كساني هستند كه أخيرا ذكرشان گذشت ، همچون ، مقربين ودر كنار آنها ، مرتبهء نخست أصحاب يمين .