غياث الدين منصور دشتكي شيرازي
102
تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى
عبد الكريم زنجانى نيز در اين خصوص مىنويسد : ملخّص مقالهء بعضي فلاسفهء صوفيه در موضوع وحى كه مردم را به ضلالت انداختهاند چنين است : چون حس مشترك مانند آئينه ، دورو : وجه داخلي ووجهي خارجي ، دارد ، پس انطباع صورتها در آن از طريق داخل نيز ممكن است ، مثل طريق خارج . وچون حقيقت ابصار ومشاهده همان انطباع صورت در حسّ مشترك مىباشد ، گرچه از طريق داخل بوده باشد . وشرط نيست از طريق خارج بودنش ، زيراكه مشاهد بالذّات همان صورت منطبع در حسّ مشترك است وصاحب آن صورت كه در خارج ومادي مىباشد ، مشهود بالعرض است . پس نفوس نورانيهء أنبياء به جهت قلّت علائق جسميّه وحواجز ماديّه وبه سبب احاطهء آنها به جوانب متجاذبه ، اتصال به مبادى عاليه دارند . آنچه به سبب اين اتصال از عالم غيب به صورت كليه اخذ مىنمايند ، قوهء خيال كه محاكات در أو طبيعي مىباشد ، آن صورت كليه را در خود خيال به صورت جزئيه منطبع مىنمايد وبه حس مشترك منتقل مىكند . پس محسوس ومشهود مىشود . زيرا حقيقت احساس ومشاهده ، انتقاش وانطباع صورت در حس مشترك مىباشد ، خواه به طور صعود از عالم مادة به واسطهء حس ابصارى ظاهر بوده باشد وخواه به طور نزول از عالم نفس به خيال وحس مشترك ، از طريق داخل باشد . بدينترتيب فلاسفه اين وحى را كه وحى صريح مىنامند ، شبيه أوهام مجانين تصور نمودهاند . برخى نيز چون قاعدهء الواحد لا يصدر منه الّا الواحد را مسلّم دانستهاند ، به حكم همين قاعده وبراي ربط حادث به قديم ، به اثبات عقول دهگانه پرداخته وآنها را عقول طوليه ناميدهاند . هر عقل سابق را علت وجود عقل لاحق ، وعقل عاشر را عقل فعّال نام نهاده وعقل فعّال را مدبّر كليهء عالم تكوين دانستهاند . لذا بنا بر أصول خويش ، وحى را نيز منحصر به مأخوذ از عقل فعّال دانسته وبه همين سبب معتقدند جبرئيل در لسان شارع ، عبارت از عقل فعال مىباشد . وعقل فعال مجرّد صرف است ، وبههيچوجه قابل مشاهده وانطباع در قواى نفساني نمىباشد . حاصل اين سخن آن است كه مشاهده واحساس جبرئيل يعنى عقل فعال به واسطهء خيال از طريق انطباع داخلي حاصل شده است . آنگاه خود در مقام پاسخ به شبههء ايجادشده مىگويد : ما مىگوئيم : أولا ما معتقد به وجود مجردات صرف مثاليه مىباشيم ، ليكن اعداد عقول عشره وعليت هر سابق آنها براي لاحق ومدبر بودن عقل عاشر براي كلّ تكوين ، همه دعاوى بدون دليل مىباشند . دليل عقلي ونقلي به اين معنى نيست . بلكه از عقل وشرع خلاف اين معنى ثابت شده است . - النجم : آيات 13 ، 17 و 18 وسرانجام در مقام تفصيل برآمده ووحى پيامبرى را در دو قسم : وحى شهودي ووحى انكشافى قابل تفكيك شمرده مىنويسد :