غياث الدين منصور دشتكي شيرازي
92
تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى
تكليف كنند ، چنانچه در تفاسير مشهور مسطور است ، بر اوّل متوجه مىشود كه جنّ وملائكة با انسان در عقل شريكند وبر ثاني آنكه جنّ در تكليف با انسان مساهم است . پس تحمل آن مخصوص انسان نباشد واز سياق آيت اختصاص انسان به آن ، فهم مىشود . كما لا يخفى على من له ذوق سليم . بلكه حمل بر سرير خلافت الهى بايد نمود كه تحمّل اعباى آن را جز آدمي ضعيف درخور نبود . مجلهء معارف ، شمارهء 38 پياپى ، مقالهء " اخلاق منصورى " عبد اللّه نوراني ، 107 - 109 * * * ( 31 ) سهگونه استدلال بر علم بارىتعالى مطرح است : استدلالي كه متكلمين عنوان كردهاند بر اين أساس است كه خداى متعال فاعل افعال محكمه است وهركه چنين باشد ، لزوما عالم است . اين استدلال مبتنى بر دو مقدمه است . مقدمهء أول ، حسّى است . به اين توضيح كه جهان يا فلكى است ويا عنصرى . وآثار حكمت واتقان در هر دو ظاهر وقابل مشاهده است . ومقدمهء دوم ضروريت است . زيرا ضرورت اقتضاء مىكند كه وقوع پىدرپى فعل محكم متقن از غير عالم ، ممكن نباشد . كشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد ، علّامه حلّى ، 397 امّا حكماء نيز به دوگونهء ديگر به اثبات علم بارىتعالى پرداختهاند : الف بارىتعالى مجرّد است وهر مجردي نسبت به ذات خود وغير خود داناست . ب هر موجودى غير از أو ممكن الوجود است . وازآنجاكه علم به علت مستلزم علم به معلول است . وچون خداى متعال عالم به ذات خويش است لزوما عالم به غير خود نيز مىباشد . * * * ( 32 ) شايد زيباترين ورساترين بيان وارائهء دلايل عقلي ونقلي بر اثبات وحدانيت فاعل ، سخنان فيلسوف شهير ، ملا صدرا شيرازي باشد كه اجمال آن را در ذيل آوردهايم : ارتباط موجودات به يكديگر بر رصف حقيقي ونظم حكمي دليل است بر آنكه مبدع آنها واحد محض است . وچنانكه هريك از اعضاى شخص واحد انساني ، باآنكه از ساير اعضا به حسب طبيعت ممتاز است ، امّا از آن حيثيت كه به تأليف واحد مؤتلف ، وبه ارتباط واحد مرتبطاند وبعضي از بعضي نفع مىبرند ومنتظم در نظم واحدند ، دالّند بر آنكه مدبّر وممسك آنها از تفرّق وانحلال ، قوهء واحده ومبدأ واحد است . همچنين أجسام وقواى عالم . . . ازآنجاكه در يك نظام ، منتظم ودر ميان آنها ائتلاف طبيعي هست ، دلالت دارند بر آنكه مبدع ومدبّر وممسك رباط ايشان واحد حقيقي است كه آنها را برپامىدارد ، به همان قوّتى كه آسمانها وزمينها را نگاه مىدارد كه از وضع ومكان خود زايل نمىگردند . زيرا اگر دو صانع