غياث الدين منصور دشتكي شيرازي
88
تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى
بدينسان قوهء نفس در مرتبهء أول ، عقل هيولانى نام دارد ودر مرتبهء دوّم ، عقل بالملكة ودر مرتبهء سوم ، عقل بالفعل . امّا كمال نفس در حصول معقولات بالفعل است . واين مرتبه ، عقل مستفاد نام دارد . زيراكه مستفاد است از عقل فعال در نفس انسان ، كه از درجهء عقل هيولانى آغاز وبه عقل مستفاد مىانجامد . شرح الإشارات ، خواجة طوسي ، 2 / 355 و 354 ملا صدرا ، مراحل تقسيم عقل نظري را چنين تبيين كرده است : عقل نظري به چهار مرحله تقسيم مىشود : الف ، مرحلهء عقل هيولانى . كه قوهء محض است ودر آن مرحله قوهء عاقله از هر صورت وفعليتى خالى وعارى است ودرعينحال قابل براي ادراكات ممكنه مىباشد . ب ، مرحلهء عقل بالملكة . وآن در صورتي است كه از مرتبت هيولانى گذشته وبه طور كلى از مدركات عارى نبوده ، بلكه صور وعلوم أوليات بالجملة براي آن حاصل شده باشد . ج ، مرحلهء عقل بالفعل . كه از مرحلهء هيولانى وبالملكة عبور وكمال يافته وعلاوة بر حصول أوليات ، نظريات هم براي آن حاصل شده باشد وآن نظريات ، حاضر در نزد أو نبوده ، لكن هرگاه بخواهد ، به مجرد التفات حاضر شوند . د ، مرحلهء عقل مستفاد كه از مرحلهء هيولانى وبالملكة وبالفعلى تجاوز وبه مرحلهاى رسيده باشد كه براي حصول وحضور معلومات ، نيازى به توجه والتفات نداشته باشد . بلكه تمام نظريات بالفعل نزد أو حاضر باشند ومشاهد أو باشند . بنابراين عقل مستفاد ، مرحلهء كامل وتامّ عقل هيولانى است كه پس از طي مراحل ممكن خود ، به آن درجه مىرسد كه در اثر اتصالش به عقل فعّال ، صور تمام أشياء وموجودات را درمىيابد . عقل مستفاد ، نهايت كمال قوهء مادي است كه در اثر تحولات وتطوّرات ، مجرّد شده ومتصل به عقل فعّال گشته است . الاسفار الأربعة ، 3 / 421 - 419 ونيز مىنويسد : أبو نصر فارابى در ضمن رسالهاى ، مراحل عقل نظري را از ديدگاه قدما ، عبارت از : عقل بالقوة ، عقل بالفعل ، عقل مستفاد وعقل فعّال عنوان كرده است . امّا دليل حذف عقل بالملكة اين است كه اين مرحله با مرحلهء عقل هيولانى ازنظر درجهء عقلي تفاوت چندان ندارد وهر دو بالقوة مىباشند . همان ، 3 / 421 * * * ( 27 ) ابن سينا مراتب چهارگانهء عقل نظري را به آيهء نور تشبيه كرده است . خلاصهء بيان وى چنين است . مرتبهء نخستين اين قوه ، عقل هيولانى واستعداد محض است كه نفس را براي دريافت معقولات أول آماده مىكند واين قوه در آيهء نور به منزلهء مشكاة ( چراغدان ) است كه خود هيچ روشنايى ندارد . بالاتر از اين قوه ، قوهء ديگرى است كه داراى استعداد