غياث الدين منصور دشتكي شيرازي

75

تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى

( 11 ) مبحث حدوث يا قدم نفس يا روح از جمله مباحثى است كه در ميان حكما ومتكلمين مورد بحث وجدل قرار داشته است . آن دسته از حكمائى كه همگام با ابن سينا ، به حدوث نفس معتقدند ، در اينكه اين حدوث چه زمان صورت گرفته اختلاف رأى دارند . در اين خصوص سه رأى را مشاهده مىكنيم : 1 - دسته‌اى همچون " ابن عطاء " و " ابن حزم اندلسى " بر اين رأىاند كه أرواح در خلقت وآفرينش خود بر أجساد مقدم‌اند . ودر اثبات نظر خود به آياتي از قرآن ونيز رواياتى مانند روايات فوق الذكر اشاره دارند . 2 - گروه ديگر كه ابن قيّم وسهروردى در رأس آنها قرار دارند ، با اتكاء به ادلهء عقلي ونقلي آيات قرآن بر اين انديشه‌اند كه أرواح پس از آفرينش أجساد حادث شده‌اند . 3 - دستهء سوم كه در واقع شاخه‌اى از گروه دوم مىباشند معتقدند ، نفس هم‌زمان با استعداد وآمادگى نطفه براي قبول آن ، حادث گرديد . ابن سينا وغزالى در اين خصوص ادلهء مشابهى ارائه نموده‌اند . در ميان اين دسته از حكماء ، احتجاجات فراوانى مبنى بر بطلان تقدّم أرواح إنسيه بر أبدان آنها صورت گرفته وهمگى به اين نتيجة ختم شده است كه روح انساني يعنى همان نفس ناطقه ، حادث است به حدوث بدن . ذكر اين أقوال از حوصلهء اين نوشتار خارج است ، علاقه‌مندان مىتوانند به منابع زير مراجعه كنند : ترجمهء مبدأ ومعاد ملا صدرا ، احمد اردكانى ، 361 ؛ كشف المراد ، علّامه حلّى ، 283 ، مرآة الأكوان ترجمهء شرح هدايهء ملا صدرا ، احمد اردكانى ، 506 ؛ الاسفار الأربعة ، 3 / 487 ؛ الهيات الشفاء ، 178 - 179 ؛ نهاية الحكمة ، علّامه طباطبائى ، 274 ؛ النجاة ، ابن سينا ، 183 ؛ روانشناسى از ديدگاه غزالى ودانشمندان اسلامى ، سيد محمد باقر حجتي ، 154 - 161 . غزالى ضمن آنكه تصوّر قديم بودن روح را انديشه‌اى خطا مىشمارد در تعريف روح مىنويسد : روح جوهري لطيف است حق تعالى را . . . وآن جوهر را فرشته خوانند وروح خوانند وروح القدس خوانند . چنانكه قوت دماغ به روابط كواكب وروابط شعاعات ايشان به عالم سفلى ، طبايع أمهات عالم سفلى را بجنباند كه آن را چهار طبع گويند وآن حرارت ورطوبت وبرودت ويبوست است . كيمياى سعادت ، 47 . * * *