غياث الدين منصور دشتكي شيرازي
67
تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى
هر صورت ونفس وطبيعتي ، به جسمي تعلق دارد . حال اگر در تعلق به جزئي از آن قصور وفتورى رخ دهد ، توجّه وتعلّق به اجزاء ديگر افزايش مىيابد واينك مىگويم : روح الهى كه مدتي به بدني تعلق داشته ، اگر مزاج روح حيواني منحرف شود وبدينسان صلاحيت تعلق خويش را كه تعلق أولى است از دست بدهد ، تعلق ثانوي ، بين روح الهى وأعضاء شدت مىيابد وپس از قطع تعلق أولى واز ميان رفتن آلات وقواى انسان ، نوعي تعلق ثانوي باقي مىماند وآنگاه در محشر ، زماني كه اين اجزاء دوباره جمع شده ، شكل پذيرند وصورت بدن به تمامى حاصل شود ، روح حيواني دوباره پديد آمده وتعلق روح همانند مرتبهء أول مىگردد . ولذا بقاى تعلق روح به اجزاء مانع از اين است كه نفس ديگرى حادث شود . بنابراين ، معاد بازگشت روح است به بدن براي نيل به جزا . اما اينكه چگونه ممكن است كه شخص بعينه بازگردد ، مطلبي است كه شرح آن را در كتب ديگر خود بيان داشتهايم . . . در اينجا ذكر اين مطلب را مناسب ديدم كه شيخ الرئيس ابن سينا پس از اثبات نفس وجوهريت آن مىگويد : واين جوهر در تو واحد است . بلكه خود توست . حكما ديگر نيز گفتهاند كه " تو " ، نفس تو است نه بدن تو وهمگى اعتراف دارند كه نفس همان چيزى است كه هركس با لفظ انا به آن اشاره مىكند . واما دليل چهارم : خداى متعال در رفع استبعاد وانكار معاد به گونهاى ديگر مىفرمايد : خلق أول وجمع اجزاء در اولينبار ، هيچگونه رنج وناتوانى در پى نداشت ، همان گونه است خلق دوّم . بلكه اين متكبران منكر نمىدانند كه در دورهء حيات خويش پيوسته در لباسى از خلق جديد بودهاند . اشاره دارد به آية أَ فَعَيِينا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ ( ق : 15 ) علىرغم اينكه بدنهايشان پيوسته تجديد مىشود ، شخصيت وهويتشان باقي است . ( مفسّر لبس را به معنى ملبوس ولباس مىداند ومعتقد است لبس مصدر وبه معناى التباس است . گرچه متذكر مىشود كه اگر اين معنا ( لبس - لباس ) حقيقي هم نباشد ، مجاز بودن آن جايز است . چرا كه لباس سبب التباس است ) . ملا صدرا نيز از جمله حكمائى است كه معتقد است « حق آن است كه بدن در معاد همان بدن است بشخصه كه انسان در آن بدن مرده است - ومثل آن نيست - وبه حيثيتي است كه هركس أو را ببيند مىگويد كه اين همان شخص است بعينه كه در دنيا بود . وكسى كه اين را انكار كند ، شريعت را انكار نموده است ومنكر شريعت كافر است عقلا وشرعا . وكسى كه اقرار نمايد كه مثل بدن أول به اجزائى ديگر برمىگردد ، به حقيقت انكار معاد نموده است وبر أو لازم مىآيد كه بسيارى از نصوص قرآنيه را انكار نمايد .