مهدي مهريزي
279
ميراث حديث شيعه
برداشته شد ، پس آن پيغمبر خدا صلى الله عليه وآله است وامّا آن امانى كه مانده است ، پس آن « 1 » طلب آمرزش از خداى تعالى است ، وخداى سبحانه فرموده : « ونيست آن كه خداى عذاب كند امّت را وتو اى پيغمبر در ميان ايشان باشى ، ونيست آن كه خداى عذابكنندهء ايشان باشد وحال آن كه ايشان طلب آمرزش كنند » . يَا وَاسِعَ الْمَغْفِرَةِ ، يَا بَاسِطَ الْيَدَيْنِ بِالرَّحْمَةِ اى آن كه گشاده است عرصهء آمرزش أو از براي گرفتاران تنگناى معاصي ! « 2 » اى آن كه گسترانيده است هر دست حلم وكرم را از روى مرحمت بر مفارق مطيع وعاصى ! فصٌّ همچنان كه حق - سبحانه وتعالى - به وفور عفو ورحمت وشمول لطف ورأفت ، كه مشمّر رجا واميد است موصوف است ، همچنين بارگاه كبريا وجلال أو « 3 » رافع رواق استعلا به جنود قهر وسطوت كه مورث خوف وبيم است محفوف است . پس بايد كه در بندگان ، اميد وبيم يكسان بوده ، هيچ يك بر ديگرى زيادة نبوده باشد ، چنانچه از حضرت امام الأوائل والأواخر ، محمّد بن عليّ الباقر - عليهما الصلاة والسلام « 4 » - مروى است كه آن حضرت فرمود : « 5 » لَيْسَ مِنْ عَبْدٍ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَفِي قَلْبِهِ نُورَانِ : نُورُ خِيفَةٍ وَنُورُ رَجَاءٍ ؛ لَوْ وُزِنَ هذَا لَمْ يَزِدْ عَلى هذَا « 6 » : نيست هيچ بندهء مؤمن ، مگر آن كه در دل أو دو نور است : يكى نور بيم ويكى نور اميد ، كه اگر وزن كرده شود يكى از آنها زيادتى نيست آن را بر ديگرى . واز حضرت امام المغارب والمشارق ، جعفر بن محمّد الصادق - عليهما الصلاة والسلام - روايت شده كه فرمود :
--> ( 1 ) . « ب » : - « پس آن » . ( 2 ) . « ب » : + / و . ( 3 ) . « الف » : آن . ( 4 ) . « ب » : عليهم السلام . ( 5 ) . « ب » : + / كه . ( 6 ) . الكافي ، ج 2 ، ص 67 و 71 ؛ الاختصاص ، ص 243 ؛ مشكاة الأنوار ، ص 119 ؛ وسائلالشيعة ، ج 15 ، ص 216 و 217 ؛ بحار الأنوار ، ج 70 ، ص 361 .