مهدي مهريزي

199

ميراث حديث شيعه

على نوري ، موجود در مجموعه‌اى در بخش فهرست نشدهء كتاب‌خانهء آستان قدس رضوى ، فرصت را جهت ارائهء ويراستى انتقادى از اين اثر مغتنم شمرده ، جهت سهولت در استفاده ، گزارشى از اين شرح را در ذيل عرضه مىدارد . * * * ملا على نوري در اين شرح به جاى شرح بند بند عبارات « 1 » ، پس از تعريض به بيان علّامهء مجلسي در شرح فقره‌اى از اين حديث ، با بيان سه مقدمهء كلى ، به شرح مفاد حديث پرداخته ، ودر پى آن با معرفى جايگاه امامت ومقام أئمة عليهم السلام ، بحث را در شرح چنين احاديثى واضح مىداند : مقدمهء أول : اگر چه اجتماع نقيضين وضدين در حكمت بحثي مورد انكار قرار گرفته ، ولى با عبور از عالم مادة وظهور سلطان ملكوت ، معاني متضاد در موضوع واحد با هم جمع مىگردند ، وهر چه سلطنت عالم ملكوت بيشتر گردد ، جمع بين متقابلات نا همسان ظهور بيشترى مىيابد ، همچو اعتبار ظاهر وباطن بودن ، يا أول وآخر بودن در خداوند . « 2 » مقدمهء دوم : وحدت بر دو گونه قابل اعتبار است : الف . وحدت عدديه كه وحدت جنسي ، نوعي وشخصي از گونه‌هاى آن است ودر آن ، افراد با يكديگر متخالف ومجزّا هستند ودر اصطلاح بين آنها « بينونت عزلى » برقرار است . از اين رو كليهء احكام دو امر متقابل ، بين افراد آن قابل اعتبار است .

--> ( 1 ) . لازم به ذكر است كه در أوايل حديث مذكور چنين آمده : « وذلك لأنّ أهل الأقاويل من المرجئة والقدرية والخوارج‌وغيرهم من الناصبية » . بر أهل تتبّع پوشيده نيست كه اين توضيح نبايد در أصل حديث باشد ؛ چه پيدايش گروه مرجئه ، قدريه وحتّى به روايتي ناصبيه ، پس از زمان اميرمؤمنان عليه السلام بوده است . ودر صورت وجود اين فقره در أصل حديث ، خدشهء جبران ناپذيرى بر أصل حديث وارد خواهد شد . ( 2 ) . سورهء حديد ، آيهء 3 .