يحيى ابن أبي الطيء الحلبي

10

الحاوي في رجال الشيعة الإمامية

نكرده ، كمك كند . به‌طورى كه حتى اگر عبارت تا اندازه‌اى نيز متفاوت باشد ، بتوان حدس زد كه فلان مطلب از فلان كتاب گرفته شده است . البتة اين شباهت‌ها ، گاه بسيار فراوان است . براي نمونه مىتوان به شباهت ميان مطالب كامل ابن أثير با طبري اشاره كرد ؛ چيزى كه برخى از مؤلفان - به مانند خود ابن أثير - أساسا در مقدمهء آثارشان به آن تصريح كرده‌اند . نيز مانند شباهت فراوان مقتل الحسين خوارزمي ( م 568 ) با بخش مربوط به عاشوراى كتاب الفتوح ابن اعثم كوفي ( نيمهء نخست قرن چهارم ) . مهم اين است كه در اين موارد وموارد مشابه ، بتوان از شباهت مطالب ، ودقت در عبارات وتركيبات ، ارتباط اين متون را شناخت . 5 - مشكل ديگر آن است كه در مواردى انسان نمىتواند تعيين كند كه آيا نويسندهء متن موجود ، به‌طور مستقيم از متن مفقود بهره برده است يا به واسطهء اثر ديگرى از آن نقل مىكند . اهميت اين بحث در اين است كه از اين طريق نمىتوانيم مطمئن شويم كه اثر مفقود تا چه زماني موجود بوده است . براي نمونه ، بسيارى از متونى كه در قرن دهم وبعد از آن از برخى از متون كهن در زمينهء مباحث حديثي مربوط به امامت كار كرده‌اند ، در أصل مطالبشان برگرفته از نقلهاى ابن طاوس است . اما با ياد از همهء آن عنوان‌ها در مقدمهء كتاب خود ، برخى از محققان را به اين خطا انداخته‌اند كه اين آثار تا قرن دهم هجرى برجاى بوده است . اين مسأله حتى پيش از اين تاريخ نيز مطرح بوده است . براي نمونه ، تا آنجا كه آگاهيم ، ابن شهرآشوب ، مطالبى را كه از كتاب المبعث والمغازي أبان بن عثمان احمر نقل كرده ، در أصل از كتاب إعلام الورى طبرسى گرفته است . افزون بر آنچه گذشت ، اهميت شناخت اين مسأله ، در اين مورد نيز كارآمد است كه گاه ناقل مطلب ، در نقلي كه آورده ، تغييراتى در عبارت داده است كه با متن