الحسن بن محمد الديلمي ( مترجم : رضائي )
13
إرشاد القلوب ( فارسي )
سويد بن غفلة روايت كرده كه بر على عليه السّلام وارد شدم ديدم آن بزرگوار نشسته ظرف شيرى در مقابلش مىباشد كه بوى ترشى آن شير بر مشامم رسيد و گرده ى نان جوينى سبوس نگرفته در دست آن حضرت بود نان را بدست خود مىشكست در ميان ظرف شير ميانداخت فرمود : نزديك بيا از غذاى ما بخور ، عرض كردم روزه دارم . حضرت فرمود : از رسول خدا شنيدم كه ميفرمود : هر كس را روزه از غذائى كه به آن اشتها دارد جلوگيرى كند بر خداوند است كه او را از غذاى بهشتى بخوراند و از آبهاى بهشت او را سيراب كند . سويده گفت : فضّه در آن نزديكى بود به دو گفتم : واى بر تو آيا از خدا نميترسى در باره ى اين پيرمرد چرا نخاله و سبوس اين نان را نميگيرى ؟ فضه گفت : خود مولا امر فرموده كه نخاله ى نان را نگيرم آنچه فضه گفت بعرض آن حضرت رساندم فرمود : پدر و مادرم قربان آن كس كه نخاله ى نانش را نميگرفت و از نان گندم سه روز شكمش سير نشد تا اينكه خداى تعالى جانش را گرفت . و از عدى بن ثابت روايت شده كه فالوده اى براى على آوردند ولى آن حضرت ميل نفرمودند . فرمود : چيزيست كه رسول خدا از آن نخورد منهم دوست ندارم آن را بخورم و چنين بود آن حضرت كه كه نانهاى جوين را در انبانى مينمود و سر انبان را مهر و پلم ميكرد از آن حضرت سؤال شد چرا انبان را مهر ميكنيد ؟ فرمود : از اين دو فرزندم بيم دارم كه روغن زيتون در آن داخل كنند . اى انسان با انصاف نگاه كن بشدت پارسائى و قناعت على عليه السّلام از آن حديثى كه حضرت فرمود كسى را كه روزه از طعامى كه ميل