حاج ملا هادي السبزواري

53

شرح المنظومة

با يكديگر تلاقى نموده وعجين مىشوند ومفهوم ثالثى از آنها متولد مىشود كه گزاره جديد تجربى به دست آمده را تشكيل داده كه محصول همهء اين فعل وانفعالات ذهني وعيني است . شعار جدايى علم از فلسفه رؤيا وسرابى بيش نبود وعلم بدون كمك فلسفه ( قضاياى متافيزيكى ) نامفهوم وناتوان وعقيم است وهرگز به طور مستقل نمىتواند نضج بگيرد وبالطبع دانشمند علوم تجربى ، همواره در چالش جبري با آراى فلسفي ، بايد دست وپنجه نرم كند . هدف از طرح تمامى مباحث مذكور اشاره وتبيين ريشه‌ها وسرچشمه‌هاى فرهنگى وعلل پيدايش بحران فاجعه انگيز در تكنولوژى پيشرفته وعلوم تجربى جهان معاصر است . اصلاح وچاره جويى اساسى وصحيح براي مهار وكنترل جهت گيرىهاى خطرناك ومصيبت‌بار تكنولوژى مدرن حاكم بر فضاى مراكز علمي ، صنعتى ، تحقيقاتى ، نظامى ، اقتصادى و . . . ، تنها از اين راه كه خواهيم گفت ميسر است . دنياي كنونى طعم آسايش ورفاه پيشرفتهء توأم با معنويت را نچشيده ونيازموده است . در اين عرصه است كه طبيعت شناس مسلمان با الهام از آموزه‌هاى ديني خود نسخه شفا بخش جهان آفت زده از تكنولوژى مدرن را در دست داشته وقادر است كه همگان را به سوى آن فرا خواند . طبيعت از ديدگاه علوم تجربى نوين انباشته‌اى از مواد بىجان ، بىمعنا وفاقد غايت است ، كر وكور وخود به خود پديد آمده است ، مخلوق نيست ، منبع اقتصادى وسرشار از انرژى است كه همه بر سر تصرف آن كينه‌توزانه با اسراف وتبذير به نبرد با يكديگر پرداخته‌اند . طبيعت ، همچون موجودى قرباني ومثله شده ، بىرحمانه تاوان هزينهء قدرت طلبي وفزون خواهى كارتل‌ها وتراست‌هاى بين المللى را مىپردازد . همه دارايىهاى طبيعت غنائمى به يغما رفته است كه در