حاج ملا هادي السبزواري

17

شرح المنظومة

وداها واوپانيشادها « 6 » وفلسفه‌هاى بودايى وغيره در چين باستان نيز مىتوان از كنفوسيوس ومنسيوس « 7 » وآراء فلسفي بسيارى از فلاسفهء قبل از ميلاد وبا جهان بينىهاى متفاوت با فلسفهء يونان نام برد . بيشتر مناطق جغرافيايى ياد شده با يكديگر وبا إيران قبل از اسلام هم مرز ويا داراى روابط فرهنگى وتجارى بوده‌اند ، بنا بر اين فلسفهء كهن ، آميخته‌اى از عناصر فرهنگ‌هاى مختلف وفلسفه‌هاى متنوع وبرگرفته از مكاتب فلسفي قبل از اسلام ودر هم عجين شده بود . خود فلسفهء يونان باستان هم از اين قاعده مستثنى نيست ، يعنى هرگز نمىتوان ادعا نمود كه فلسفهء يونان باستان ماهيتى صد در صد ويا تماما يوناني دارد ومتأثر از فرهنگ‌هاى بيگانه غير يوناني نبوده است . هنر يونانيان تنها در مقام گرد آورى وساماندهى علوم أوائل به اصطلاح حكما بوده وهرگز واضع ومبتكر ومخترع اين علوم نبوده‌اند . منظور ما از بيان مطالب فوق آن است كه دانشمندان مسلمان قرون اوّليه تنها در معرض آراء حكماى يونان باستان نبوده‌اند وانديشه‌هاى ديگرى هم در ميان آنان رايج بوده است . در حقيقت كساني كه اين ادعاى تاريخي را مطرح مىكنند تحليل آنان مبتنى بر نوعي خلأ فرهنگى وسترون فلسفي است كه ، پيش فرض آنان را تشكيل مىدهد واين يك تحريف جاهلانهء تاريخ بيش نيست . عامل ديگر اين تحريف تاريخي ، چگونگى تدوين وتأليف كتب ومنابع تاريخ