محمد الريشهري
18
ميزان الحكمة
--> أبواب متفرق وگوناگون ، روايتي در نهى از فال بد زدن به اين أمور وتوكل به خدا كردن هنگام بروز آنها وارد شده است . مثلا در حديث نبوي كه از طريق شيعه وسنى نقل شده ، آمده است : سرايت وفال بد زدن وخونخواهى روح مقتول وشومى وسوت زدن هنگام آب دادن حيوان ، وشير دادن پس گرفتن از شير وباديه نشينى بعد از هجرت ( كفر بعد از اسلام ) وروزهء سكوت تا شب وطلاق قبل از ازدواج وآزاد كردن بنده قبل از مالك شدن آن ويتيمى بعد از بلوغ [ در اسلام معنا و ] وجود ندارد . منظور از " عدوى " يا سرايت ، سرايت بيمارى ، مانند گرى ووبا وآبله وغيره ، از شخص بيمار به شخص سالم است . مراد از نفى سرايت بيماريها ، آن گونه كه از مورد روايت بر مى آيد ، اين است كه ما خود واگيرى را عامل مستقل بيمارى بدانيم بي آن كه آن را به مشيت وخواست الهى نسبت دهيم . " هامه " نيز به اين معناست كه در جاهليت مردم بر اين باور بودند كه روح مقتول به صورت پرنده اى در مى آيد وبه سر قبر أو مى رود وهمواره مى نالد واز عطش شكوه مى كند تا آن كه انتقامش از قاتلش گرفته شود ؟ " صفر " هم به معناى سوت زدن هنگام آب دادن حيوان است .