محمد الريشهري

14

ميزان الحكمة

خاطره اى با أستاذ شهيد مرتضى مطهرى فراموش نمى كنم آن روز از تابستان سال 1357 ه‍ . ش ( 1398 ه‍ . ق ) - پيش از پيروزى انقلاب اسلامى إيران - را كه شهيد مطهرى - رحمة الله عليه - در منزل در شهر مقدس قم ظهر ميهمان ما بودند . در آن هنگام أستاذ در پايان هر هفته براي جمعى از طلاب علوم ديني حوزهء قم درسهايى پيرامون " شناخت در منطق قرآن " ايراد مى كردند . به علت وجود پيوند وارتباط ميان اين درسها وفصلى كه در كتاب حاضر به " شناخت " اختصاص داده أم ، فهرستى از عناوين اين فصل كتاب را به ايشان نشان دادم . ايشان فرمود : " اين آمادهء چاپ است " وتأكيد كردند به همان شكلى كه به ايشان عرضه كردم چاپ شود . سپس ادامه دادند : " شيوهء دانشمندان غربى در تأليف اين است كه اگر كتاب تا حد معقولى سودمند باشد آن را چاپ مى كنند وسپس در چاپهاى بعد مطالب تازه اى به آن مى افزايند " . أستاذ شهيد مطهرى - رحمه الله - اين شيوه را مى ستودند . اما با اين حال ، من ترجيح دادم زماني كتاب را چاپ ومنتشر كنم كه از كار تأليف أن كاملا فراغت حاصل كنم ، ليكن سرانجام به اين باور واعتقاد رسيدم كه شرايط خاصي كه اكنون من در آن به سر مى برم اقتضا مى كند هر چه زودتر آن را براي چاپ آماده سازم ، چرا كه مشكل است كس ديگرى جز خود من كار فصل بندى وآماده سازى اين كتاب را به گونه اى كه مطلوب وآرزوى من است ، انجام هده . سرانجام با وجود گرفتاريهايم ، تصميم گرفتم براي به پايان بردن كار اين كتاب از أيام تعطيلى وأوقات فراغت شبانه بيشترين بهره بردارى را بكنم . كه بحمدالله ، پس از گذشت چهارده سال از آغاز تأليف كتاب حاضر ، اين اثر به گونه اى شايسته ودر خور به سرانجام رسيد وبه يارى خداوند بزرگ در فرصت مناسب كاستيهاى آن را نيز جبران خواهم كرد . در پايان بر خود لازم مى دانم سپاس فراوانم را تقديم همسرم كنم كه فضاى مناسب را در محيط خانه براي انجام كارهاى فكرى من فرآهم آورد ودر راه آفريدن جو سازگار با پژوهش ونگارش ، رنج دشواريها وبارهاى گران زندگى را به جان خريد . اينك شما و " ميزان الحكمة " ، كتابي كه آغاز " ايثار " است وفرجامش " يقين " . رجب المكرم 1403 ه‍ . ق برابر با 1 / 2 / 1362 ه‍ . ش